روزنامه های تهران؛ خواست آمریکا از مجلس آینده ایران

همزمان با فروکش کردن اخبار و گزارش های مربوط به بحران روابط ایران و سعودی، روزنامه های امروز سه شنبه ۲۲ دی به موضوع انتخابات برگشته و بر اساس روش خود به تشریح شرایط انتخابات پرداخته اند. روزنامه های تندرو و اصولگرا در آخرین راهکار برای سد کردن پیروزی محتمل رقیب خود در مقالاتی مدعی شده اند که آمریکا خواستار مجلسی میانه رو در ایران است.

ادامه گمانه زنی درباره روابط بحرانی ایران و کشورهای متحد سعودی، شمارش معکوس برای پایان تحریم ها و شادمانی از افتتاح واقعی دو فاز از پروژه گازی پارس جنوبی که در زمان دولت احمدی نژاد دوبار افتتاح شد اما به نتیجه نرسید، از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شهروند

روزنامه های مختلف امروز صبح با گزارش خبر افتتاح میدان های گازی پارس جنوبی سخنان رییس جمهور را منعکس کرده اند که در آن جا از اداره کشور با نف ۳۰ دلاری گفته و به طعنه افزوده هنر برداشتن تحریم هاست وگرنه این که با بی عقلی تحریم درست کنیم آسان است.

روزنامه کیهان در همین حال از زبان یکی از مدیران نفتی دوران احمدی نژاد نوشته قطع غنی سازی ۲۰ درصدی اورانیوم باعث کاهش بهای نفت شده است و این محاسبه ای که هیات ایرانی مذاکره کننده در نظر نداشته است.

از میان روزنامه های مخالف دولت، جوان امروز عکسی از افتتاح میدان گازی پارس جنوبی را در بالای صفحه اول خود گذاشته و اجرای این مگاپروژه را از اثر همکاری دولت با سپاه پاسداران دانسته است.

وحید حاجی‌پور در گزارش جوان نوشته: پس از دو بار تعویق در افتتاح فاز ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی، ایرانی‌ترین پروژه گازی کشور با حضور رئیس‌جمهور به بهره‌برداری رسمی رسید.

به گزارش روزنامه سپاه پاسداران: این پروژه ۹ سال پیش به قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا واگذار شد و سال جاری و در شرایط سخت تحریم به بهره‌برداری رسید. با افتتاح این فاز، روزانه ۲۰ میلیون دلار به درآمد ارزی کشور اضافه می‌شود. مسئولان می‌گویند با توجه به کمبود خوراک گاز اتان در مجتمع‌های پتروشیمی کشور، راه‌اندازی این فازها می‌تواند تحولی سازنده در بحث خوراک پتروشیمی‌ها ایجاد کند.

سعودی از درون فرو می‌ریزد؟

فریدون مجلسی در مقاله ای در شرق نوشته: مدت‌هاست احساس می‌شود عربستان گرفتار تزلزلی شده که به نظام تصمیم‌گیری این کشور نیز سرایت کرده است اما دولتمردان آن کشور، ریشه‌ها و دلایل این تزلزل را درک نمی‌کنند. آنها معلول‌ها را می‌بینند و می‌خواهند به‌جای توجه به علت، آن را به شیوه‌های سنتی درمان کنند. تجویز گلوله، اعدام و خصوصا بریدن گوش‌تا‌گوش سرهای کسانی که مثل آنها نمی‌اندیشند، از همین نوع درمان‌های سنتی چنگیزی، تیموری و داعشی است.

به نوشته این مقاله: عربستان، القاعده و داعش را به‌عنوان دارویی صادراتی تولید و صادر کرد بدون توجه به اینکه این کالا به بازار سیاه خودش هم راه می‌یابد! چند روز پیش که هیجانات زیان‌بخشی موجب تعرض به سفارت عربستان در تهران شد و با وجود اظهار تأسف مسئولان کشورمان، سعودی‌ها فرصت پیدا کردند به این بهانه، چندروزی بر نابسامانی‌های درونی خود سرپوش بگذارند، آنها و رسانه‌های برخی کشورهای عربی، پس از اعلام قطع رابطه، ایران را متهم به حمایت از تروریست‌ها ازجمله القاعده کردند!

وضعیت کنونی عربستان، نگارنده را به یاد آخرین سال‌های شاه می‌اندازد که اتفاقا فکر می‌کرد دوران اوج قدرت اوست. درآمد نفت و احساس قدرت ناشی از آن، هواپیماهای اف ٥ و اف ١٤ در آشیانه، تانک‌ها، توپخانه‌ها، نیروی دریایی، ذخایر ارزی و صنایع در‌حال‌شتاب، خیلی هم ریشه‌دارتر از وضعیت کنونی سعودی بود. صنایع ذوب‌آهن، ماشین‌سازی، اتومبیل و... فعال بود و ایران جزیره ثبات و ژاندارم خلیج‌فارس نامیده می‌شد. پس چه شد که با آن‌همه اقتدار، نتوانست بر تحول درونی و دوگانگی شدید فرهنگی و اجتماعی فائق آید؟

آمریکایی ها چه مجلسی می خواهند

محمد صفری در مقاله ای در سیاست روز به اهمیت انتخابات مجلس و خبرگان پرداخته و نوشته مسائلی در منطقه شکل گرفته که نیازمند تدابیر و برنامه‌های دقیق و تحلیل و بررسی آن از سوی مراکزی همچون مجلس شورای اسلامی و حتی مجلس خبرگان رهبری است.

به نظر این روزنامه اصولگرا: بحران‌های منطقه‌ای و شرایط ایجاد شده علیه جمهوری اسلامی ایران به واسطه دشمنی‌هایی که از سوی برخی سران کشورهای عربی منطقه با هدایت و رهبری آل‌سعود شکل گرفته، نیازمند یک سیاست قاطع و مقتدرانه است تا تندگویی‌ها و یاوه‌گویی‌های چنین کشورهایی پایان یابد. دیپلماسی انقلابی، دیپلماسی رفتارهای تند و افراطی نیست، بلکه براساس عقلانیت و منطق و عزت، حکمت و مصلحت است.

در ادامه مقاله سیاست روز آمده: آمریکایی‌ها خواهان ورود افرادی به مجلس شورای اسلامی هستند که دربست، تمایل به برقراری ارتباط با ایالات متحده را داشته باشند. ایجاد فضای دوقطبی بر سر موضوع رابطه با آمریکا در ایران، ابزار و سیاستی است که کاخ ‌سفید آن را دنبال می‌کند. این اقدام هنگام مذاکرات و پس از توافق هسته‌ای جان بیشتری گرفت.

اهمیت انتخابات که در پیش است با تحولات و بحران‌های منطقه در کنار سیاست‌هایی که آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران اعمال می‌کند، بیشتر جلوه می‌دهد.

این مضمون در دو روز گذشته در دیگر روزنامه های تندرو و اصولگرا هم تکرار شده است.

جوان در گزارشی از کثرت تعداد نامزدهای انتخاباتی که از سد هیات های اجرایی گذشته اند انتقاد کرده و نوشته وزارت کشور بیش از ۹۰ درصد داوطلبان را تأیید صلاحیت و تنها ۶ درصد، را رد صلاحیت کرده. عدم بررسی درست و دقیق داوطلبان در هیئت‌های اجرایی و تأیید صلاحیت ۹۰ درصدی داوطلبان، در آماری مشخص می شود که نشان می دهد در هیچ دوره ای در گذشته این درصد از داوطلبان تایید صلاحیت نشده اند.

روزنامه سپاه پاسداران از قول یک منبع آگاه نوشته یکی از مراجع استعلام که از این مقدار تایید صلاحیت ناراضی است گفته در بین تایید صلاحیت‌شدگان افرادی با برخی سوابق منفی از جمله تابعیت اسرائیلی همسر، تابعیت چندگانه، سقط جنین غیرقانونی، رشوه‌گیری، سابقه عضویت در برخی گروهک‌های ضدانقلاب، مشارکت در قتل، اقدام علیه امنیت ملی، زنای محصنه، زنا با بستگان و محارم، نزاع خیابانی و اخلال در نظم عمومی وجود دارند.

کیهاندر یادداشت روز خود نوشته: واقعیت این است که به ویژه طی چند سال اخیر دو طیف «مأموریت‌دار» و «خوش‌بین» هر چند با مقاصد متفاوت وگاه متضاد، یک انگاره را خلاف مبانی انقلاب اسلامی و حقایق تاریخی به افکار عمومی پمپاژ کرده‌اند و آن اینکه اگر ما نرم شویم و از اصول کوتاه بیاییم، جهان خارج- چه کشورهای مرتجع منطقه و چه جبهه استکبار غرب- با ما مشکلی ندارند و می‌توان گشایش اقتصادی و بین‌المللی ایجاد کرد.

به نوشته این روزنامه تندرو: آقایان هاشمی، خاتمی و روحانی نمونه‌ای از رؤسای دولت‌هایی هستند که هر چند تفاوت‌های مهمی با یکدیگر دارند اما کم یا بیش در این موضوع، مشابه هم رفتار می‌کرده‌اند. مرور رفتار حریفان بزرگ و کوچک ایران با این ۳ تن برای عبرت‌آموزی کفایت می‌کند. آمریکایی‌ها در دوره جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها مکرر گفتند ما از اصلاح‌طلبان در ایران و منطقه حمایت می‌کنیم. آنها صراحتاً خاتمی را گورباچف ایران هم خواندند و سپس از کمک‌های دولت اصلاحات و وزارت خارجه آن در ماجرای اشغال افغانستان نهایت استفاده را بردند.

کیهان افزوده: آقای هاشمی نمونه دیگری برای آزمون است. او و برخی اطرافیانش ایده تنش‌زدایی با غرب را به مرور ابتدا با اروپا در پیش گرفتند و سپس تا مرز رابطه با آمریکا و ضرورت «مرگ بر آمریکا»زدایی پیش رفتند. اما همین آقای هاشمی تنها رئیس جمهور از میان ۷رئیس جمهور ۳۷ سال اخیر ماست که حکم محکومیت و پیگرد از دادگاه‌های اروپایی گرفته است. اما از این تلخ‌تر، توهم نگاه خوش‌بینانه نسبت به عربستان بود که ترک خورد.

حکیمیه تهران در نقطه جوش

شیده لالمی در گزارشی در شهروند خبر داده: جمع‌آوری معتادان از هسته مرکزی تهران به‌ویژه محله هرندی که کارشناسان پیش بینی کرده بودند مشکلی بر مشکلات شهر اضافه می کند عملا به ایجاد مشکلات تازه در محلات دیگر منجر شده است.

به نوشته این گزارشگر چند ماه پیش همان زمانی که شهرداری تهران ساماندهی محله هرندی را آغاز و اعلام کرد که همه معتادان و کارتن‌خواب‌ها را از سطح شهر و ازجمله از این محله جمع‌آوری می‌کند، بسیاری گفتند اگر این اقدام بدون برنامه‌ریزی و ارزیابی‌های دقیق اجتماعی انجام شود، می‌تواند آسیب‌ها و مشکلات هرندی را در تهران منتشر و دیگر محلات پایتخت را به مشکلات اجتماعی جدیدی دچار کند.

گزارش شهروند نشان می دهد: در محله حکیمیه در شرق تهران شهرداری تهران هنوز ساخت و تجهیز سوله‌ها را به پایان نبرده که موجی از اعتراض‌های اجتماعی به این اقدام به راه افتاده است. شهروندان این محله چنان نسبت به این اقدام و تصمیمات شهرداری معترضند که زهرا مشیر، همسر محمدباقر قالیباف و میثم امرودی، معاون اجتماعی شهرداری برای بازدید از مراحل ساخت سوله‌ها و سرکشی، حوالی نیمه‌شب که شهروندان در خانه‌هایشان هستند به این محله مراجعه می‌کنند تا با اعتراض و تجمع مردم در روز مواجه نشوند.

مردم معترض به شهروند گفته اند: چند‌سال پیش مرکز خرید و فروش خودروها را به این منطقه منتقل کردند، بعد بازار گوسفندفروشان را به این‌جا آوردند. بعد از آن تصمیم گرفتند که در زمان ساماندهی خیابان مولوی پرنده‌فروشان و سگ‌فروشان را به این‌جا بیاورند. اینها تمام ماجرا نیست، چند‌سال پیش شهرداری تهران تعمیرگاهی برای خودرو‌های سنگینش نیاز داشت، آن را هم گفتند در حکیمیه بسازید و الان هم قرار است تمام زنان کارتن‌خواب را در سوله‌ای در جنوب محله حکیمیه و تعدادی از مردان معتاد را هم در مرکزی در شمال محله اسکان دهند، محله‌ اینک در نقطه جوش است.

حق نشر عکس NoAvaran
Image caption همه چی آرومه - کارتون محمد طحانی، نوآوران

تاثیر اقتصادی کاهش روابط دیپلوماتیک

اشکان بنکدار جهرمی در سرمقاله مردم سالاری به بررسی تاثیر کاهش روابط دیپلوماتیک ایران با کشورهای منطقه بر شرایط اقتصادی نوشته و در ابتدای آن یادآور شده که حجم تجارت کشورهای قطع‌کننده روابط سیاسی با ایران قابل مقایسه با میزان کل تجارت کشور نیست پس وجود اندک رابطه اقتصادی و مبادلات محدود کالا بین ایران و کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس، به جز امارات متحده عربی، که ناشی از اقتصاد ضعیف آنها و همچنین عدم تمایل به مراوده با ایران است باعث می‌شود تا قطع یا کاهش رابطه این کشورها تأثیر چندانی بر اقتصاد ایران نگذارد.

نویسنده در ادامه مقاله خود با تاکید بر این که ایران به راحتی می تواند کشورهای دیگری را به عنوان طرف اقتصادی خود جایگزین کند نوشته: درک همین مورد اقتصادیست که باعث شده امارات به عنوان بزرگترین شریک تجاری ایران در میان کشورهای منطقه به نوعی دست ردّ به سینه عربستان بزند و تنها به انتشار بیانیه‌ای اعتراضی اکتفا نماید.

سرمقاله مردم سالاری اما در نهایت نوشته: اما وجود چالش بین ایران و عربستان از این که سفارت آن کشور در تهران مورد حمله و تخریب عده‌ای افراطی قرار گرفته است خالی از تبعات منفی نیز نخواهد بود. گرچه این واقعیت پذیرفتنی است که برخی کشورهای عربی منطقه به دنبال ایجاد چالش برای ایران هستند و از آن سود می‌برند و متأسفانه درسالهای گذشته هم در این‌باره موفق بوده‌اند. اما طبیعی است که اگر ناامنی سیاسی در سفارتخانه‌های داخل ایران اثبات شود، می‌تواند اثر منفی بر روابط اقتصادی کشور بگذارد چرا که همه دولت‌های میزبان، مسؤولیت حفاظت از سفارتخانه‌ها را برعهده دارند.

دولت به مردم بدهکار شود

غلامرضا سلامی در مقاله ای در روزنامه اقتصادی فرصت امروز نوشته: یکی از دلایل ایجاد تنگناهای اعتباری بانک‌ها محدودیت منابع بانک‌هاست. در حال حاضر، بخشی از منابع بانک‌ها در دست دولت است و بخشی نیز مطالبات معوق است و در دست افرادی قرار دارد که توان بازپرداخت آنها را ندارند و قفل شده است. برای رفع این تنگنا دولت باید برنامه‌ای داشته باشد که به جای اینکه به بانک‌ها بدهکار شود، به مردم بدهکار شود. به‌عنوان مثال، دولت می‌تواند مقداری اوراق بدهی چند ساله منتشر کند و از مردم قرض بگیرد و بدهی بانک‌ها را بپردازد و پس از آن به تدریج، سال به‌سال بدهی‌اش را به مردم نیز بپردازد.

به نوشته این عضو انجمن حسابداران خبره این کاری است که در بسیاری از کشورهای دنیا از جمله آمریکا انجام می‌شود و به این ترتیب، دولت آمریکا به مردم بدهکار می‌شود، ولی به بانک‌ها بدهکار نمی‌شود و مردم نیز پول را به دولت می‌دهند و به ازای آن سودی دریافت می‌کنند و آن را در امور زندگی خود استفاده می‌کنند. از ۵۰۰ هزار میلیارد تومان دارایی بانک‌ها ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار میلیارد تومان در دست دولت و شرکت‌های دولتی است.

بخشی نیز در دست شرکت‌های ورشکسته‌ای است که توان بازپرداخت ندارند و بخشی دیگر در دست افرادی است که دارایی‌هایی خریده‌اند که در حال حاضر به دلیل رکود اقتصادی قادر به فروش این دارایی‌ها نیستند تا بدهی خود را به بانک‌ها بپردازند. بنابراین بهترین راهکار برای رفع این تنگنا این است که دولت بدهی خود را به بانک‌ها بپردازد تا چرخه اعتبارات به حرکت در آید.

نیاز به جراحی‌ بزرگ

غلامرضا کیامهر در سرمقاله جهان صنعت نوشته: تجربه‌های چند دهه اخیر چه قبل و چه بعد از تحریم‌های اقتصادی نشان داده که وصله‌پینه‌هایی که تاکنون برای ساماندهی اقتصاد کشور ما صورت گرفته، جواب نمی‌دهد و چاره‌ای جز دست زدن به یک جراحی بزرگ اقتصادی که اجرای کامل و بی‌چون و چرای اصل ۴۴ قانون اساسی و اصول اقتصاد مقاومتی محورهای اصلی این جراحی را تشکیل می‌دهد، نداریم.

اما انجام این جراحی بزرگ نه با تهیه برنامه‌های توسعه‌ای پنج ساله یا اختصاص بودجه‌های کلان برای دادن تسهیلات ارزان‌قیمت خرید خودرو و لوازم منزل به مردم به منظور تحریک تقاضا و اقداماتی از این دست که در درجه اول با یک عزم جدی برای کوچک‌سازی واقعی ساختار تشکیلات دیوانسالاری دولتی و کاهش شدید هزینه‌های آن، امکان‌پذیر و عملی خواهد بود که متاسفانه هیچ‌گونه نشانه‌ای از چنین عزمی در هیچ‌یک از دولت‌ها از گذشته تا حال وجود ندارد.

به نظر این کارشناس اقتصادی: با توجه به تاثیراتی که اجرای سریع برنامه خصوصی‌سازی می‌تواند در توسعه و شکوفایی اقتصاد کشور، افزایش تولید، کاهش نرخ بیکاری، افزایش تولید ناخالص داخلی، کاهش حجم دیوانسالاری دولتی و کاهش هزینه‌های دولت و در نتیجه حل معضل کسر بودجه‌های سنگین سالانه دولت داشته و با افزایش منابع درآمد مالیاتی، وابستگی دولت به درآمدهای حاصل از فروش نفت خام را به شدت کاهش دهد، تسریع در اجرای برنامه خصوصی‌سازی با در نظر گرفتن شیوه‌ای غیر از شیوه‌های مزایده‌ای فاقد هرگونه جاذبه برای سرمایه‌گذاران بخش‌خصوصی، یکی از همان جراحی‌هایی است که دیر یا زود باید در اقتصاد ما انجام شود.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون مهدی عزیزی، بی قانون

تعویق برنامه ششم

مراد راهداری در مقاله ای در شرق نوشته: سازمان برنامه‌ای که بیش از هفت سال تعطیل بوده است و متخصصان آن مرخص و پراکنده شده‌‌اند، با گذشت یک‌سال از راه‌اندازی آن، نمی‌تواند برنامه ششم مطلوبی تولید کند؛ مگر آنکه مفهوم برنامه از یک کار گروهی مشارکتی و علمی دستگاه‌های دولتی و مؤسسات خصوصی با مدیریت آن سازمان خارج شود و به انشای برخی افراد محدود تقلیل یابد.

نویسنده افزوده: چه اصراری است که برنامه‌ای با کلی‌گویی و بدون اسناد ثبت‌شده و مشارکت گروه‌های مرتبط، تهیه و در هیأت دولت به بحث گذاشته شود و مجلس نهم در شرایط نامناسب فعلی که حتی نمی‌تواند بودجه ٩٥ را به‌درستی بررسی کند، بخواهد آن برنامه را تحلیل کند! بنابراین باز هم تأکید می‌شود برنامه کوتاه‌مدت ساماندهی اقتصادی ارائه و در فرصت مناسب و با پشتوانه علمی لازم برنامه پنج‌ساله ششم تهیه شود و در برنامه کوتاه‌مدتی که به آن اشاره شد، بستر اجرای برنامه فراهم شود؛ برای مثال، تکلیف ١٧ هزار میلیارد تومان برداشت بی‌قانون از بانک مرکزی مشخص شود که چرا برداشت کرده‌اند و این مبلغ کجا رفته است.

مقاله شرق به این جا رسیده که: از همه مهم‌تر هماهنگی لازم میان دستگاه‌های اقتصادی به‌ویژه میان بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و دارایی و سازمان برنامه انجام شود تا سیاست انبساطی بانک مرکزی (وام‌های ضد رکود اخیر) با سیاست انقباضی وزارت دارایی (افزایش درآمد مالیاتی) خنثی نشود! اسباب و مؤلفه‌هایی که سبب چند هزار تخلف و جابه‌جایی‌های مالی در دولت گذشته شده است، شناسایی و جرح و تعدیل شوند تا بودجه دولت، تسهیلات بانکی و اعتبارات مالی در جای خود قرار بگیرند.

راه حل مشکل کمبود بودجه

حق نشر عکس VaghyeEtefahghier
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، وقایع اتفاقیه

آیدین سیار سریع در صفحه طنز بی قانون از قول محمد سرافراز، رئیس صداوسیما نقل کرده که دولت هزار میلیارد تومان به ما کمک مالی کرده در حالی که خرج ما بیشتر از سه هزار میلیارد تومان است.

طنزنویس افزوده: از همین جا از آن عزیزانی که حماسه اختلاس سه هزار میلیاردی را رقم زدند تقاضا داریم آن پول را بیایند بدهند به صداوسیما شاید بی‌خیال بودجه مملکت شدند. دست دولت هم درد نکند. انصافا به درستی شیوه افزایش بیننده تلویزیون را تشخیص داد. رو به مدیران تلویزیون گفت آقا ما پول نمی‌دهیم شما هم کار نکنید. یا کمتر پول می‌دهیم شما هم قول بدهید کمتر زحمت بکشید. بعد از مدتی تضمینی بیننده‌های تلویزیون هم افزایش پیدا می‌کند. فقط کافی است بقیه برنامه‌ها را قطع کنید، همین پولی که دولت می‌دهد را صرف حقوق کارمندها و خرید حق پخش فوتبال‌های خارجی کنید.

در انتهای طنزنویس بی قانون آمده: تولید فیلم و سریال و مسابقه و تاک شو را هم به شبکه خانگی و آپارات و ... واگذار کنید. باور کنید همین که بتوانیم مدیران تلویزیون را راضی کنیم که کمتر کار کنند بسیاری از مشکلات صداوسیما حل می‌شود.‌

مطالب مرتبط