http://www.bbcpersian.com

13:04 گرينويچ - يکشنبه 16 آوريل 2006

مهرداد فرهمند

هفته وحدت و مسئله شيعه و سنی در ايران

روز يکشنبه 27 فروردين (شانزدهم آوريل) در ايران به عنوان زادروز پيامبر اسلام گرامی داشته می شود و تعطيل رسمی است اين در حالی است که ميليونها تن از مردم اين کشور پنج روز زودتر اين مناسبت را پاس نهاده اند.

اين تفاوت پنج روزه که بر اساس اختلاف نظر ميان مسلمانان شيعه و سنی بر سر تعيين زادروز پيامبر اسلام است مبنای مناسبتی تحت عنوان هفته وحدت شده که پس از روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی در ايران به صورت رسمی باب گرديده و هدف از آن ايجاد وحدت ميان شيعيان و اهل سنت بوده است.

حکومت جمهوری اسلامی همواره گفته است که در جهت وحدت ميان شيعه و سنی گام برداشته و در سياستگذاريهای خود تفاوتی ميان اين دو فرقه عمده اسلامی قائل نيست.

قانون اساسی جمهوری اسلامی با اينکه مذهب رسمی ايران را شيعه دوازده امامی تعيين کرده، جز در مورد رئيس جمهور، محدوديت ديگری برای مشارکت اهل سنت در اداره کشور در نظر نگرفته و حتی در اصل دوازدهم خود تصريح کرده که در هر منطقه ای كه اهل سنت اكثريت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختيارات شوراها طبق مذهب اهل سنت وضع می شود.

گزارش راديويی در همين زمينه با اظهار نظرهايی از محمد کريميان و نرجس خاتون براهويی

هيچ آمار رسمی و دقيقی از اينکه چه ميزان از جمعيت ايران را اهل سنت تشکيل تشکيل می دهند تاکنون منتشر نشده اما برآوردها حاکی از اين است که حدود ده درصد از جمعيت اين کشور را سنی مذهبانی که عمدتاً پيرو يکی از دو مذهب حنفی (در شرق) و شافعی (در غرب) هستند تشکيل می دهند.

تقريباً همه بلوچها و ترکمنها در شرق و شمال شرق ايران و جمعيت عمده ای از کردها، تالشها و بخشی از خراسانيها، سيستانيها، لارستانيها و ساحل نشينان جنوب ايران را اهل سنت تشکيل می دهند و به دليل اينکه به صورت متمرکز زندگی می کنند اغلب آنها در مناطق سکونت خود دارای اکثريتند.

 نخستين شهر غيرنظامی در جهان که بمباران شيميايی شده در حوزه انتخابيه من است ... اين مردم انقلاب کردند که تبعيض از ميان برود، انقلاب نکردند که کشته شوند و خسارت ببينند و بيکار شوند و محروم بمانند ... 27 سال زمان زيادی است و اين مردم صبر کردند، بيش از اين فکر می کردم طاقتشان دارد تمام می شود
 
محمد کريميان، نماينده سردشت و پيرانشهر

با اين حال، در مدت استقرار حکومت جمهوری اسلامی اهل سنت تقريباً هيچ حضوری در سطوح عالی تصميم گيری کشور نداشته اند و در سلسله مراتب مديريتی حتی به مشاغلی در سطح معاون وزير و استاندار (به استثنای استاندار کردستان در دوران دولت موقت مهدی بازرگان) دست نيافته اند.

محمد کريميان، نماينده شهرستانهای سنی نشين سردشت و پيرانشهر در مجلس شورای اسلامی می گويد مردم سنی مذهب ايران در معرض تبعيض و نابرابری اند و هنگامی که به مناطق شيعه نشين در ايران می نگرند که بيشتر توسعه يافته و مورد توجه قرار گرفته اند دلسرد و نسبت به دولت دلگير می شوند.

آقای کريميان در مورد مشارکت اهل سنت در تحولات سياسی ايران مردم سنی مذهب کرد را نمونه می آورد می گويد که اين مردم همپا با ساير مردم ايران در مبارزه با حکومت شاهنشاهی و انقلابی که به سرنگونی اين حکومت انجاميد نقش آفريدند اما با پيروزی انقلاب و روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی برای کردهای سنی مذهبی که به دليل مبارزات سياسی به زندان افتاده و شکنجه شده بودند بهايی قائل نشدند و در مديريت کشور به آنها ميدان ندادند.

وی می افزايد که اين مردم در زمان جنگ هشت ساله ايران و عراق نيز خسارات فراوانی متحمل شدند اما پس از جنگ بودجه ای که دولت برای بازسازی کشور در نظر گرفت بيشتر در استانهای غير درگير در جنگ صرف شد و خساراتی که به آنها وارد آمده بود جبران نگرديد، در نتيجه مردم سنی مذهب کرد دچار محروميت مضاعف شدند.

به عقيده اين نماينده مجلس، در صورتی که مردم اهل سنت ايران همچنان احساس تبعيض کنند و تغييری در اين زمينه رخ ندهد، "دورنمای آينده انقلاب" مورد تهديد قرار خواهد گرفت.

او می گويد: "نخستين شهر غيرنظامی در جهان که بمباران شيميايی شده حوزه انتخابيه من است ... اين مردم انقلاب کردند که تبعيض از ميان برود، انقلاب نکردند که کشته شوند و خسارت ببينند و بيکار شوند و محروم بمانند ... 27 سال زمان زيادی است و اين مردم صبر کردند، بيش از اين فکر می کردم طاقتشان دارد تمام می شود".

اما نرجس خاتون براهويی، پژوهشگر و روزنامه نگار در تهران که در زمينه اهل سنت ايران به تحقيق پرداخته است ريشه نابرابری ميان شيعيان و اهل سنت در ايران را در "نگرانيهای مشروع" حکومت جمهوری اسلامی می داند.

وی در توضيح آنچه نگرانيهای مشروع می داند می گويد که اغلب اهل سنت ايران مرزنشينند و همتای قومی خود را در آن سوی مرز دارند و هميشه به تحريک نيروهايی در آن سوی مرزها، مستعد شورشها و نا آراميهای سياسی بوده اند.

خانم براهويی اعتقاد دارد که نا آراميهای سياسی مناطق سنی نشين و همچنين اين واقعيت که 27 سالی که حکومت جمهوری اسلامی پشت سر گذاشته، 27 سال نا آرام و بحرانی بوده، اين حکومت را دچار نوعی توهم نا امنی کرده که قابل درک است اما راه حلی که در قبال اين نگرانی در پيش گرفته، يعنی بستن مجاری قدرت به روی اهل سنت، منطقی نيست.

اين پژوهشگر مسائل اهل سنت همچنين می گويد که البته حکومت جمهوری اسلامی برای مشارکت اهل سنت در مديريت کشور تلاشهايی نيز کرده و از زمان رياست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی اقداماتی در اين زمينه آغاز شد که در زمان رياست جمهوری محمد خاتمی ادامه يافت اما اين تلاشها دچار مشکلاتی شد که سبب گرديد وضعيت مشارکت اهل سنت به همان نقطه آغازين بازگردد.

به گفته وی، اين مشکل از آنجا ناشی شد که برنامه ها و شعارهای اصلاح طلبان برای مشارکت اهل سنت بيش از ظرفيتهای کشور بود و واکنشهايی برانگيخت که روند پيشرفت در زمينه مشارکت اهل سنت را معکوس کرد.