نامه‌ای از لندن؛ در حکایت و شکایت زبان فارسی

  • علیزاده طوسی
  • بی‌بی‌سی

آجر چیزی، ساختمان چیز دیگری است!

توضیح تصویر،

آجر چیزی، ساختمان چیز دیگری است. لغت از مصالح ساختمان زبان است، خود زبان نیست. با اخراج لغتهای «بیگانه» ساختمان «خودی» زبان را خراب نکنیم.

سلام بر همۀ فارسی زبانها و فارسی دانهای سراسر دنیا. صحبت از این بوده است و خواهد بود که «اسطرلاب» (1) یونانی طالع «پارسی زبانان» را به قمر در عقرب افتادگی نکشانده ست؛ «جبر» عربی «اختیار» را از «پارسی رفتاران» نگرفته است؛ «یاسا»ی مغولی در «پارسی اندیشان» رخنه نکرده است؛ «پشقاب» ترکی پلو «پارسی پسندان» را تلخ نکرده است؛ «رادیو»ی فرانسوی «پارسی خُرامان» را از خواب خوش نپرانده است؛ «تانکر» انگلیسی کار «پارسی پیشگی» را کساد نکرده است؛ و «اِشکاف» (2) روسی بین «پارسی گرایان» شکاف نینداخته است.

بله، زبان فارسی، دوره به دوره با جمعیتی از لغتهای وحشی «اجنبی» آمیزش پیدا کرده است و آنها را با سازش زیرکانه و مدارای درویشانه، رام و «خودی» کرده است، به طوری که انگار از همان اوّل با آنها همزاد و همشیر و همبازی بوده است (3). به همین دلیل، با این همه لغت بیگانه ای که به خود راه داده است، در نظام خودش فارسی مانده است، و مثلاً مثل زبان انگلیسی نبوده است که آلمانی باشد، و در آمیزش با لغتها و قاعده های فرانسوی و لاتین و یونانی، به مرور تغییر ماهیت بدهد و از «آلمانی» بودن در بیاید و به یک زبان دیگر، یعنی «انگلیسی» تبدیل بشود (4).

امّا تازگیها، یعنی از وقتی که ما هم خواستیم ورود خودمان به عصر جدید را با ترجمه و تقلید به دنیا اعلام کنیم و در طیّ پنجاه و چند سال سه تا فرهنگستان متفاوت فرمایشی به منصّۀ تأسیس واصل گردانیدیم و در جبهه های «فرا اجتهادی» با آن لغات بیگانۀ از خودی همدل تر و همنوا تر درافتادیم، و برای جانشینی آنها، با تربت مقدّس اسپرمها و تخمکهای نبش قبری «پیشاباستانی»، از طریق لقاح خارج از رحم و اکثراً در لولۀ آزمایش لغتهای انگلیسی، لغتهای پارسی بکر و محجوبه و دهان به دهان نگشته ای مثل تراکنش و در هم کنش و ترا ریخته و فرافکنی جعل کردیم وبه بازار مطبوعات چاپی و ایتنرنتی و صدایی و سیمایی روانه کردیم، زبان فارسی را با این بیمزگیهای درد سرآور به ستوه آوردیم، چنانکه فریاد ترس خوردۀ خاموشش، از حنجرۀ روح سخنوران هزارساله (5) برآمد که:

«ای بیخبران دلخوش به خیالهای خام، «آجر» چیزی، و «ساختمان» چیز دیگری است. لغت «آجر» است، زبان «ساختمان» است. خانه ای که شما در آن زندگی می کنید، کلبه ای باشد یا کاخی، فرق نمی کند، در هر حال، با ساختمان و تسهیلاتی که دارد، پناه زندگی شماست. سنگش، آجرش، آهکش، چوبش، آهنش، شیشه اش، گچش، رنگش، از کجا آمده است، خودی است، یا بیگانه، در خانه بودن کامل است، «مصالح» آن «خانه» نیست، «ساختمان» آن «خانه» است. همین طور است «زبان». ساختمان آن «زبان» است، نه تک تک «لغت»های آن. مواظب سلامت ساختمان زبانتان باشید. نگذارید «بیگانگی» بعضی از لغتهای آن خواب شما را آشفته کند. آن میمونها هستند که همواره و همیشه زبانشان فقط با لغتهای «خودی» کار می کرده است و خواهد کرد!»

توضیح تصویر،

تصویر روی جلد کتاب «دُرّۀ نادره»، تاریخ عصر نادر شاه، تألیف میرزا مهدی خان استرآبادی، که برای خواندن نوشته نشده است، امّا به هر حال از حیث ساختمان زبانی، «فارسی» است.

زبانی که «فردوسی طوسی» با آن، در هزار سال پیش، با پرهیز از کاربرد لغتهای عربی، «شاهنامه» را به نظمی نسبتاً ساده و روشن و همه فهم در آورد؛ و زبانی که «میرزا مهدیخان استرآبادی» کتاب «دُرّۀ نادره» را، در حدود دویست و پنجاه سال پیش، دربارۀ «نادرشاه افشار»، به نثری نوشت سخت در بند صنعتهای لفظی، پُر از طنطنۀ سجعهای سرگیجه آور، و هلهله و کوس و کرنای جمعیت وسیعی از لغتهای عربی فارسی نشده، و با این شعبده های مهمل، معنی را در جمله ها خفه کرد و از آنها معمّای لفظی ساخت (6)؛ و بالاخره زبانی که هم اکنون همۀ فارسی زبانهای خانه و خیابان و بازار دنیا با لهجه های مختلف با آن گفت و گو می کنند، هر سه «زبان فارسی» است. به چه اعتباری؟ به اعتبار نظام ساختمانی و دستوری آن، نه به اعتبار لغتهای آن که بسیاری از آنها عربی، یونانی، رومی، مغولی، ترکی، فرانسوی، روسی، انگلیسی، آلمانی و جز اینهاست.

زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد.

زیرنویسها:

از پادکست رد شوید و به خواندن ادامه دهید
پادکست
رادیو فارسی بی‌بی‌سی

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی – دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

پادکست

پایان پادکست

1- «اسطرلاب»: اصل کلمۀ «اسطرلاب» که در زبان فارسی از عربی شدۀ آن گرفته شده است، کلمۀ یونانی «استرولابوس» (astrolabos) است. در زبان انگلیسی به آن «استرولیب» (astrolabe) می گویند که آن هم از یونانی گرفته شده است.

2- کلمۀ «اشکاف» در لغتنامه این طور تعریف شده است: «اشکاف [اسم] (روسی) دولاب، گنجه، کمد، دولابچه، اشکاب، محفظه، قفسه. این کلمه روسی است که در این اواخر داخل فارسی گردیده و متداول شده است». (البتّه منظور از این اواخر در لغتنامه باید در حدود صد سال پیش باشد). کلمۀ روسی آن «шкаф» است که «ش ш » آن ابتدا به ساکن تلفّظ می شود.

3- مثلاً کلمۀ «قائم» عربی را گرفته ایم، «ق» آن را که در عربی یک «بست واج» (consonant) کاملاً متفاوت با بست واج «غ» است، به همان صدای «غ» تلفّظ می کنیم، که برای عربی زبان قابل فهم نیست، و آن را، علاوه بر معنای اصلی آن در عربی، که ایستاده، برخاسته، به پا، و برپاست، به معنی سخت و قرص و محکم، و با تلفّظ «قایم» به معنی پنهان و مخفی به کار می بریم و با آن بازی قایم باشک یا قایم موشک می کنیم.» چند نمونه: «یک زن جوان مکزیکی جسد بچّۀ خود را در یک خرس عروسکی قایم کرد»؛ «گویی زیر پیراهنش هندوانه قایم کرده است»؛ «ریشه های خود را سیزده برابر از گذشته قایم و محکم نموده است»؛ «قایم خواباند زیر گوشم و دستم را گرفت».

4- البتّه در فارسی از بعضی از قاعده های دستوری زبان عربی برای کاربردی متفاوت با کاربرد اصلی آنها و در گسترش حیطۀ بیانی زبان فارسی استفاده کرده ایم که در گفتارهای بعدی به تعریف و توضیح آنها پرداخته خواهد شد، از آن جمله استفاده از علامت یا پسوند جمع مؤنّث عربی برای «جمع نوع»، مثل «باغات»، «سبزیجات».

5- «سخنوران هزارساله»: از ظهور اوّلین سخنوران تراز اوّل در حیطۀ «فارسی جدید» بیش از هزار سال می گذرد و مخصوصاً آثار شاعران و نثر نویسان قرنهای چهارم تا هشتم هجری است که پشتوانۀ قدرت و کمال این زبان شده است. زبانی که چنین ادبیاتی نداشته باشد، راه زوال در پیش دارد.

6- نمونه ای از نثر معمّائی و مهمل «درّۀ نادره»، کتاب تاریخ عصر نادر شاه، تألیف میرزا مهدی خان استرآبادی - به اهتمام سیّد جعفر شهیدی : «... از تنمّر طبع با کمال ضرغمت ذات غضنفر فرش فرش و فراش در پلنگ نگسترده، از کام پلنگ طعمه و از غریف اسد رغیف می جست، و به مساعدت ساعد ساعده چنگ، ادراک «حظّ جزیل بین شدقی ضیقم» نموده، مدلول «ارثفاع الأخطار باقتحام الأخطار» را کار می بست... از فلق تا غسق چون مهر جهانتاب از روی مهر و ذرّه پروری به حال دور و نزدیک می پرداخت و بنفس کریم النقیر به نقیر و فطمیر مهام فقیر نقیر فردافرد رسیده و امر امروز به فردا نمی انداخت» (صفحۀ 180- درّۀ نادره).