داستان زنی که وارد دنیای بی‌رحم ورزش شد

Marina Yudanov حق نشر عکس marinayudanov
Image caption یودانف در نوجوانی قهرمان تنیس سوئد بود

مارینا یودانف نفر ۵۵۶ تنیس جهان است. در دنیای ورزش این به هیچ عنوان رکورد قابل ذکری نیست اما پشت این دستاورد معمولی یک داستان فوق‌العاده پنهان شده است.

اوایل سال ۲۰۱۷ یودانف ۲۹ ساله، مهندس شرکت ولوو در زادگاهش سوئد بود و سالی ۳۰ هزار پوند درآمد داشت. موقعیت مالی‌اش باثبات و امن بود و در گوتنبرگ، دومین شهر بزرگ سوئد زندگی می‌کرد. شرایط معقول و راحت بود اما او چیزی در زندگی‌اش کم داشت.

ماجرا از وقتی شروع شد که او خودش را در دنیای بی‌رحم تورنمنت‌های سطح پایین تنیس حرفه‌ای انداخت تا ببیند چقدر می‌تواند پیش برود.

او از جیب خودش خرج می‌کرد و با تمام وجود در زمین بازی می‌کرد. به جای پروازهای گران‌قیمت به دل جاده زد، به جای هتل، اتاق‌های ارزان اجاره کرد و گاهی اتاقش را با بازیکنی تقسیم می‌کرد که فردا قرار بود مقابلش بایستد.

یودانف می‌گوید: "هیچکدام از این چیزهایی که می‌گویم ناله یا شکایت نیست. خیلی خوشحالم که شانس انجام این کار را پیدا کردم اما خیلی سخت بود."

این داستان او است، داستانی که یک دنیا با قصه تنیس‌بازهای ثروتمندی که در اوج این رشته قرار دارند، متفاوت است.


آوریل ۲۰۱۹

خاطرات مارینا:

"بعد باخت روز دوشنبه در آخرین دور از انتخابی مسابقاتی در اوساکای ژاپن، پروازم را از یکشنبه به پنجشنبه انداختم و مجبور شدم پول اضافه‌ای خرج کنم."

"سه‌شنبه متوجه شدم که یک بازنده خوش‌شانس هستم و به دنبال مصدومیت یکی از بازیکنان به جدول اصلی راه یافته‌ام. بعد از دختری ۳۰۰ رتبه از من بالاتر بود، بردم و مجبور بودم که پنجشنبه بازی کنم، همان روزی که برای بازگشت به خانه هواپیما رزرو کرده بودم."

"ما سه ساعت با فردوگاه توکیو فاصله داشتیم. اگر مسابقه طولانی می‌شد چه باید می‌کردم؟ احتمالا پرواز را از دست می‌دادم. اما اگر برنده می‌شدم؟ بدون شک پروازم را از دست می‌دادم."

"گرفتن بلیت جدید برایم ۵۵۰ پوند خرج برمی‌داشت و واقعا به من لطمه می‌زد. خب چه باید می‌کردم؟"

حق نشر عکس marinayudanov

"بازی طولانی شد و من در سه ست باختم و بعد دیوانه‌وارترین سفر زندگی‌ام را انجام دادم. بدون این که دوش بگیرم باشگاه را ترک کردم و بعد تاکسی- قطار - قطار - هواپیما - هواپیما تا این که رسیدم. ۲۴ ساعت بعد در حالی که هنوز دامن تنیس و تاپ بی‌آستین تنم بود زیر بارش برف و هوای صفر درجه وارد کپنهاگ شدم. بعد هم چهار ساعت سفر با قطار داشتم تا به خانه برسم."

"اگر مسابقه‌ام فقط سه دقیقه بیشتر طول می‌کشید، پرواز را از دست می‌دادم و آلاخون والاخون در فرودگاه توکیو می‌ماندم."


چطور کار به اینجا رسید؟

یودانف قهرمان نوجوانان کشور بود، اما نوجوانی آتیه‌دار تحت تاثیر تحصیل، مشکلات دوران بلوغ و دلزدگی از تمرینات آن قدری که می‌توانست پیشرفت نکرد.

او می‌گوید: "من در رده سنی خودم در مسابقات نوجوانان بهترین بودم. در ۱۶ سالگی رتبه ۲۵۰ دنیا بودم ولی تحمل تمام این‌ها زیادتر از توان من بود."

"من یک نوجوان سرکش بودم. با افرادی می‌چرخیدم که برایم خوب نبودند؛ سیگار، مشروب و ملاقات با مردان بزرگسال. با خودم گفتم ازش متنفرم و در ۱۸ سالگی کنار کشیدم."

یودانف شش سال دست به راکت نزد. اما عشق به تنیس هنوز در قلب او مانده بود. ابتدا به عنوان حریف تمرینی یک دوست و بعد با حضور گاه و بیگاه در تورنمنت‌های ملی. سپس در ۲۷ سالگی بود که استعفایش را روی میز رئیسش گذاشت.

او می‌گوید: "حقوق خوبی داشتم ولی روزی نبود که نخواهم بیرون بزنم و در زمین‌های تنیس مسابقه دهم. ساعت ۵ صبح بیدار می‌شدم و قبل از شروع کارم کمی بدن‌سازی می‌کردم. بعد از کار هم بلافاصله می‌رفتم و تنیس بازی می‌کردم. حالا آن میل به رقابت درونم را که از دست داده بودم، دوباره پیدا کردم."

"همکارانم می‌گفتند، به به خیلی عالی است، دنبال رویاهایت برو. ولی در اعماق ذهنشان می‌گفتند، این دختر فکر کرده که چه غلطی دارد می‌کند، کارش را ول می‌کند تا دور دنیا بچرخد و پولش را برای تنیس بازی کردن هدر دهد؟"

و از دست دادن پول فقط اول کار بود و خیلی چیزهای غافلگیرکننده دیگر هم در راه بودند.

سال ۲۰۱۷ و به عنوان یک تنیس‌باز خارج از رده‌بندی، او یک جایزه‌بگیر دوره گرد بود. یودانف باید در تورنمنت‌هایی بازی می‌کرد که هم امتیاز ناچیزی داشتند و هم جوایز مادی کم. تورنمنت‌هایی که به وسیله آن‌ها یک بازیکن می‌تواند آرام آرام بالاتر برود و به مسابقات معتبرتر راه پیدا کند.

یودانف با ۲۰ هزار پوند پس‌انداز خانوادگی شروع کرد و حدود ۱۸ هزار پوند برای مسافرت، محل سکونت و وسایل هزینه کرد.

هر تصمیمی که در حرفه‌اش می‌گرفت، یک سرمایه‌گذاری بود. او برای حضور در هر تورنمنتی اول باید حساب می‌کرد که هزینه‌اش به امتیاز و جایزه مادی که بدست خواهد آورد، می‌ارزد یا نه؟

حق نشر عکس marinayudanov
Image caption یودانف باید به دقت بررسی می‌کرد که هر تورنمنت برایش چند امتیاز به همراه خواهد داشت و چقدر جایزه مادی

اولین راهی که به نظرش رسید اقامت در ماشین‌های کاروان‌ برای سفر به مسابقات مختلف بود. این همان تاکتیکی بود که داستین براون، تنیس‌باز آلمانی که به جمع ۷۵ نفر اول دنیا هم راه پیدا کرد، در دوره‌ای به کار گرفت.

"دغدغه‌های ذهنی زیادی برای تصمیم گرفتن در مورد سفر به یک تورنمنت داشتم. شما چک می‌کنید تا ببینید که چقدر جایزه مادی و امتیاز بدست می‌آورید، البته اگر به اندازه‌ای که آن تورنمنت می‌خواهد، خوب باشید."

"اگر تورنمنت‌های محدودی در یک هفته خاص در سراسر دنیا برگزار شوند، بعد باید دورتر بروید تا یک تورنمنت مناسب پیدا کنید که خیلی سخت نباشد. بعد این سئوال پیش می‌آمد که می‌توانم از پس هزینه بلیت هواپیما برآیم؟ می‌توانم چند روز زودتر آن‌جا بروم تا ساعت بدنم با محیط هماهنگ شود؟ یا این که می‌توانم یک بازیکن دیگر پیدا کنم که با هم تمرین کنیم و هزینه‌ها را تقسیم کنیم؟"

"هر بار مثل قمار کردن بود."


تاریخ و مکان نامعلوم

"بعضی تورنمنت‌ها مختلط هستند و در آن زنان و مردان باهم رقابت می‌کنند. با تمام نوجوانانی که این طرف و آن طرف می‌روند، اتفاقات جدید زیادی رخ می‌دهد. نوجوانانی که در اوج بلوغ هستند و تنش‌های سکسی که دور از چشم والدینی که در خانه نشسته‌اند، رخ می‌دهد."

"ماجرا معمولا این گونه پیش می‌رود: اگر شما تنها سفر کرده باشید، مسئولان تورنمنت ممکن است شما را با هر دختر دیگری در جدول هم اتاق کنند. من بارها با رقیب فردایم هم‌اتاق شدم. این خیلی هم بد نیست، چون آن‌ها هم درست مثل شما می‌خواهند حسابی استراحت کنند و آماده شوند."

"اگر هم اتاقی شما از تورنمنت حذف شده باشد، داستان متفاوت است. شاید پرواز او برای بازگشت به خانه چند روز بعد باشد و او بدون مسابقه در هتلی پر از پسران خارجی است که شاید دیگر در زندگی‌اش آن‌ها نبیند. چه کسی می‌تواند او را برای قرار گذاشتن با آن‌ها ملامت کند؟"

"و بله این اتفاق افتاده است. اگر دختر فقط بخواهد برای قرار بیرون برود و بعد از نیمه شب به هتل برگردد، چه بر سر خواب شمایی می‌آید که صبح زود فردا مسابقه دارید؟ زندگی جریان دارد، حتی در تورنمنت‌های تنیس. و این اتفاقی است که می‌افتد."


در مقایسه با ۴۵ هزار پوندی که بازنده دور اول ویمبلدون امسال گرفت، پولی که یودانف برایش مسابقه می‌دهد، ناچیز است.

او ماه مه کمتر از ۲۰ هزار پوند برای قهرمانی در تورنمنتی در واربرگ سوئد گرفت. این در حالی است که او زمان‌هایی که می‌بازد و یا مصدوم است هم نمی‌تواند روی جایزه مادی مسابقات برای ادامه حرفه‌اش حساب کند.

حق نشر عکس marinayudanov
Image caption یودانف بعد از قهرمانی در تورنمنت واربرگ در سوئد

با تمام این‌ها یودانف داستان‌های کوچک زیادی را دیده که شاید هیچ کس دیگری با آن روبرو نشده باشد.

او می‌گوید: "یادم هست تورنمنتی در تونس بود که افراد و مسئولانی دور هم جمع شده بودند و من فکر می‌کردم که از آن سطح تنیس لذت می‌برند. بعد متوجه شدم که ما مسابقه آخر آن روز هستیم و آن‌ها منتظرند زمین را تمیز کنند و دنبال زندگی‌شان بروند."

او هم مانند رقیبانش مجبور است اغلب در زمین‌های بی‌کیفیت بازی کند.

"یک بار در مسابقه‌ای در مصر روی زمین رسی بازی کردم که احتمالا بدترین زمین تنیس زندگی‌ام بود. هر لحظه خطر پیچ خورد مچ پایتان وجود داشت و ما در گرمای ۴۰ درجه سانتیگراد بازی می‌کردیم."

"یک دختر با پشت سر زمین خورد و مجبور شدند که او را داخل ساختمان ببرند. واقعا شرایط سختی بود."

"در دورهای انتخابی خود شما باید اعلام کنید که توپ اوت شده یا نه و بازیکنانی از این قضیه سوءاستفاده می‌کنند. در تنیس بعضی امتیازها خیلی مهم‌تر از بقیه هستند. من مطمئن هستم که اگر نصف توپ داخل باشد و نصف آن خارج، هشتاد درصد بازیکنان آن را اوت اعلام می‌کنند."

"اولین کار این است که سابقه حریفتان را از روی سایت فدراسیون جهانی بررسی کنید و ببینید که شانس بردتان بیشتر است یا باخت."

"بعد سراغ بازیکنانی که با آن‌ها بازی کرده‌اید می‌روید و به آن‌ها پیام می‌دهید و در مورد شیوه بازی حریفتان سوال می‌کنید. یا سراغ اینستاگرام می‌روید تا تکینک‌ها و نوع بازی او را ببینید."

"خب البته شما باید پیام‌ها را جواب هم بدهید و بدترین حالت وقتی است که دو دختری که با هم بازی دارند از شما راجع به وضعیت آن یکی سئوال می‌کنند. شما باید به آن‌ها بگویید که مجبورید کمی هم راجع به خودشان به حریف اطلاعات بدهید و لطفا از شما متنفر نشوند!"


سپتامبر ۲۰۱۷

"در سپتامبر عملکرد خوبی در تونس داشتم و برای همین با انگیزه‌ای برگشتم تا عملکرد بهتری داشته باشم. خودم را خیلی خوب آماده کرده‌ بودم اما نمی‌توانستم نتیجه‌اش را در زمین ببینم: ضربات خودم را در زمین تشخیص نمی‌دادم. نتوانستم یک مسابقه را هم ببرم و هیچ چیز درست کار نمی‌کرد."

"در دمای ۱۵-۱۰ درجه سانتیگراد بازی می‌کردیم. هوا سرد بود و من لباس کافی نداشتم. یک مسابقه را در یک تورنمنت باختم و بعد هم یکی دیگر و برای همین خیلی کم توانستم برای سومی آماده شوم. روحیه بازنده پیدا کرده بودم و احساس بی‌قدرتی می‌کردم. به شدت عصبی شدم و راکتم را داخل پرچین‌ها پرت کردم."

"بعد آن را برداشتم و به بازی ادامه دادم. خدای من، یک دفعه بازی‌ام خیلی بهتر شد، توپ‌هایم عمق کافی داشت و ضرباتم جایی که می‌خواستم، می‌رفت."

"قاب راکت را نگاه کردم و دیدم که شکسته است. قاب شکسته موجب شده بود که زه‌کشی راکت شل‌تر شود و برای همین ضرباتم خوب شده بود. مسئله این بود که باید در هوای سرد زه راکتم را شل‌تر می‌بستم تا نیروی بیشتری از آن‌ها بدست آورم."

"البته در سپتامبر ما دمای خوب ۳۰ درجه‌ای داشتیم. جستجوی کوتاهی در اینترنت تایید کرد کرد: زه‌های پولیستر در سرما سفت می‌شوند و قابلیت ارتجاعیشان را از دست می‌دهند."

"یعنی در واقع دو هفته طول کشید تا من متوجه این قضیه بشوم، آن هم بعد از این که راکتم را پرت کردم و شکست. واضح است که بازیکنان حرفه‌ای و تیمشان تمام این چیزها را می‌دانند و من از آن خبر نداشتم. و پنجاه مورد از این‌ها است که خود شما مجبورید رویش کار کنید، با تجربه و پول خودتان."


دو سال پس از بازگشت به تنیس، یودانف حالا زن شماره شش تنیس سوئد است. با حسابی که او کرده حالا می‌تواند با جوایز مادی تورنمنت‌ها و بازی برای باشگاه‌ها مختلف خرج تنیسش را درآورد. هرچند که برای یک جهش دیگر در تنیس مجبور است که با والدین یا دوست پسرش زندگی کند.

البته تنیس‌بازهایی در این سطح، یک راه غیر قانونی برای افزایش درآمدشان دارند. هلن پلوسکینا از اوکراین که به رتبه ۶۹۸ جهان هم رسید، ماه مه گذشته به جرم تبانی تا آخر عمر از حضور در مسابقات تنیس محروم شد.

یودانف می‌گوید: "این اتفاقات می‌افتد ولی من تجربه شخصی در این مورد نداشته‌ام. در شبکه‌های اجتماعی خیلی از این چیزها حرف زده می‌شود. یکبار یک نفر نوشت که با شرط بستن روی مسابقات سطح پایین می‌توانند بیشتر از قهرمان آن مسابقه پول درآورند."

یودانف اواخر امسال ۳۰ ساله می‌شود. او می‌داند که جوایزی که از تنیس بدست می‌آورد در مقیاس میلیون دلاری نخواهد بود. ته خط برای او یک سرمایه‌گذاری ابتدایی خانوادگی در رویایی است که در حال محو شدن است.

او با حضور در مسابقات حرفه‌ای جلوی ضرر سریع را گرفت اما این به قیمت از دست دادن آخرین ۵ هزار یورو برایش تمام شد.

"من ۱۰ سال دیگر بیشتر برای بازی فرصت ندارم. چه مدت می‌توانم به تنیس حرفه‌ای ادامه دهم؟ و به اندازه کافی برنده شده‌ام؟"

"هدف نهایی من گذراندن زندگی از راه تنیس است. اگر به آن مرحله برسم، دوست دارم که تا ابد بازی کنم. چون تنیس جایی است که تمام چیزی که من هستم را نشان می‌دهد."

موضوعات مرتبط