نگاهی به شعارهای مه ۶۸: 'بر روی سنگفرش‌ خیابان‌ها کام می‌گیرم'

حق نشر عکس Getty Images

این مقاله از مجموعه مطالبی است که بی بی سی فارسی به مناسبت پنجاهمین سالگرد مه ۶۸ منتشر می‌کند. در سال ۱۹۶۸ کشورهای مختلف صحنه اعتراضات گسترده‌ای بودند و در ماه مه اعتصابات سراسری، کنترل دانشگاه‌ها، کارخانه‌ها و دیگر اماکن عمومی به تغییر کابینه فرانسه منجر شد.

در ماه ژوئن ۱۹۶۸ کتاب ــ آلبومی با عنوان "تخیل بر مسند قدرت" توسط ناشر معروف فرانسوی اریک لوسفلد در انتشارات‌ تِه‌رَن وَگ منتشر شد که شامل تصاویری بود از شعارهایی که از سوم تا سیزدهم ماه مه ۶۸ بر در و دیوارهای محله‌ کارتیه لاتَن و راهروهای دانشگاه سوربون در پاریس نقش بسته بودند.

وجه تمایز تقریباً همه‌ این شعارها از شعارهای دیگری که در جریان جنبش ۱۹۶۸ مطرح شدند از سویی ماهیت و خصلت سیتواسیونیستی ـ آنارشیستی آن‌ها و از سوی دیگره رادیکال‌ترین و سرشت‌نماترین شعارها و مطالبات جنبش ۱۹۶۸ در فرانسه است.

مؤلف کتاب یادشده والتر لووِینو و عکاسِ آن ژو شنَپ بود. والتر لووینو که با گی دوبور و به‌خصوص همسر و همراه او میشل برنشتین دوستی و معاشرت دارد و به‌خوبی می‌داند که منبع الهام شعارهای یادشده آثار (انترناسیونال سیتواسیونیستI.S ) بوده، و یکی از اعضای آن یعنی کریستیان سباستیانی اغلب آن شعارها را با رنگ‌پاش بر دیوارها نوشته است.

سیتواسیونیست‌ها در آخرین شماره نشریه‌شان در سپتامبر ۱۹۶۹ نیز می‌نویسند: "گمان می‌کنیم که هم با آن‌چه در سوربون انجام دادیم و هم با اشکال گوناگونی از کار عملی که سپس " شورای حفظ اشغالِ اماکن " توانست پیش ببرد، ما از سطح جنبش بزرگِ خودجوش توده‌ها که در مه ۱۹۶۸ بر کشور چیره شد، پایین تر نماندیم. افزون‌بر انترناسیونال سیتواسیونیست به معنی دقیق کلمه، یا افراد پرشماری که تزهایش را قبول داشتند و براساسِ آن عمل کردند، خیلی کسان دیگر هم از چشم‌اندازهای سیتواسیونیستی دفاع کردند، خواه به خاطر تأثیرپذیری مستقیم و خواه ناخودآگاهانه، زیرا بخش اعظم این تزها تزهایی بودند که این دوران بحران اتقلابی به‌طور عینی در خود حمل می‌کرد. کسانی که در این باره شک دارند کافی است دیوارها را بخوانند (برای کسی هم که چنین تجربه‌ مستقیمی نداشته است، مجموعه عکس‌های منتشرشده توسط والتر لووینو، تخیل بر مسند قدرت، را یادآوری می‌کنیم.) ".

انترناسیونال سیتواسیونیست نام گروهی بود که در تداوم جریان‌های پیشاهنگ هنری مانند سوررئالیسم و دادائیسم در دهه‌ پنجاه میلادی شکل گرفت. دو کتاب مرجع و تأثیرگذار بر آن ها"جامعه‌ نمایش»، نوشته‌ گی دوبور، و "رساله‌ی زندگی‌ برای استفاده‌ نسل‌های جوان»، نوشته‌ رائول ونه‌گم. هر دو کتاب در سال ۱۹۶۷ منتشر شدند. گروه سیتواسیونیستی در رادیکال‌شدن جنبش مه ۶۸ نقش مهمی داشتند.

حق نشر عکس Getty Images

در این‌جا ترجمه‌ فارسی شماری از این شعارها را می‌آوریم:

زیستن بدون زمان مرده ــ‌ کام‌یابی بدون مانع

ما می‌خواهیم زندگی کنیم

آنارشیست‌ها همچنان این‌جا هستند

فرهنگ، وارونگیِ زندگی است

قدرت دادن شوراهای کارگران

اشغال کارخانه‌ها

پایان دانشگاه ها

الغای جامعه‌ طبقاتی

سرنگون باد جامعه‌ نمایشی ـ کالایی

واقع‌بین باشید، ناممکن را بخواهید

ملال می‌گرید

بیافرینید

زندگی شهری، پاکیزگی، جنسیت

کالا افیون مردم است

هرگز کار نکنید

این‌جا ازخودبیگانگی آغاز می‌شود (اشاره به مدارس)

فریاد بزن

آفرینندگی، خودانگیختگی، زندگی

بیشتر مصرف کنید، کمتر زندگی خواهید کرد

فرهنگ ریز ریز شده است

خوشبختی‌ات را می‌خرند: آن را بدزد

شعارهای شب سنگربندی خیابانی

پلیس ها: اس.اس‌ها

C.R.S (سپاه گاردِ ویژه): اس.اس

پلیس ها: مشنگ‌ها

سپاهیان گارد ویژه: برده ــ خائن. کسانی را که می‌زنید همیشه سمپاتیک‌تر از کسانی هستند که به شما فرمان می‌دهند

آی گزمه‌های برده و خائن، زندگی‌تان را به دست بگیرید

سرنگون‌باد سرکوب

زنده‌باد کمون ۱۰ مه ۱۹۶۸

جنگ چریکی شهری

رفقا، اگر همه مثل ما عمل می‌کردند

دانشجویان ــ کارگران همبسته

حق نشر عکس Getty Images

ممنوع‌کردن قدغن

نه خدا نه ارباب

زنده‌باد انقلاب

سرنگون ‌باد دولت

جامعه گلی است گوشت‌خوار

فضای برنامه‌ریزی‌شده: سرکوب

تبلیغات تجاری تو را آلت‌دست کرده‌اند

گُلیسم یکپارچه احمق و وارونه‌ زندگی است

من در میان پاره‌سنگ‌ها[سنگفرش های خیابان] کام می‌گیرم

شور و شیفتگی‌ها را آزاد کنید

کالا را خواهیم سوزاند

چه‌گوارا فروختن به منظور ارائه‌ تروتسکی، خیانت مضاعف است

بیان را آزاد کنید

چگونه می‌شود در سایه‌ یک معبد آزادانه اندیشید؟

کسانی که انقلاب‌ها را نیمه‌کاره انجام می‌دهند برای خودشان گور می‌کنند

انقلابی که آدم مجبور باشد خود را برایش فدا و قربانی کند دیگر انقلاب نیست

های شئ، خود را پنهان کن. [نقد شیء‌شده‌گی]

بتون‌سازی‌ها بی‌تفاوتی می‌آموزند

کسانی که کار می‌کنند وقتی کار نمی‌کنند ملول‌اند، کسانی که کار نمی‌کنند هرگز ملول نمی‌شوند

غضب زدگان سراسر جهان متحد شوید

بگذارید زندگی کنیم

امیال خود را واقعیات بشمرید

استادان، شما ما را پیر می‌کنید

ما هیچ‌ مطالبه و درخواستی نداریم، می‌گیریم و اماکن را اشغال می‌کنیم

عمل‌ بس است، حرف [لازم است]

تحمل‌کردن رئیس‌ها دردآور است، احمقانه‌تر از این انتخاب‌کردن آن‌هاست

حق نشر عکس Getty Images

گُدار در میان سوئیسی‌ها مشنگ‌ترین طرف‌دارِ چین است [طعنه به مائوئیست بودن ژان‌لوک گدار، سینماگر سوئیسی‌تبار فرانسوی]

کارِ ازخودبیگانه، تفریح ازخودبیگانه

روح و روان پادگان نمی‌خواهد

فقط حقیقت انقلابی است

سندیکاها روسپی‌کده اند

هنر مرده است، جنازه‌اش را مصرف نکنید

هنر یک روان‌نژندی آکادمیک است

جوانی یک سرمستی جاودانه است، تب‌گرفتگیِ عقل است

همراه با مارکوزه برای جامعه‌ای اروتیزه و جدید

سرنگون باد لاشه‌زار استالینی، سرنگون باد گروهک‌های مصادره‌گر

تخیل قدرت را به دست می‌گیرد

انزوا تغذیه‌کننده‌ غم است

بیشتر بخوانید:

راستی اگر سوربون را به آتش بکشیم چه؟

همبسته باشید و نه هم‌گسسته [بازی با دو کلمه‌ همبستگان و تنهایان. شاید بتوان معادل فارسی‌اش را چنین فرض کرد: "تن‌های همبسته باشید و نه تنهایان گسسته".]

خدا اگر هم وجود می‌داشت می‌بایست از میان برداشته می‌شد

اربابان را تعویض نکنیم، به اربابان زندگی خویش تبدیل شویم

تولید و مصرف دو پستان جامعه‌ ما هستند

بدو رفیق، جهان کهنه پشت‌ سر تو است