قدرتمندترین مقام بریتانیا: همچنان ملکه

ملکه بریتانیا و همسرش حق نشر عکس PA
Image caption ملکه بریتانیا در کنار همسرش در سال ۱۹۵۳

اینکه نخست وزیر بریتانیا برای به تعلیق درآوردن مجلس قانونگذاری، خواستار موافقت ملکه شد، از موارد اندکی است که نام فرمانروای کشور در تصمیمگیریهای سیاسی مطرح می شود. از ملکه همیشه با عنوان مقام تشریفاتی یاد می‌کنند حال آنکه قانونا او قدرتمندترین فرد در کشور است.

گرچه و حضور ملکه در مناسبتهای سیاسی محدود به تشریفاتی، همچون تأیید انتخاب نخست وزیر در مجلس یا سخنرانی سالیانه برای نمایندگان و امضای مصوبات مجلس است، جایگاه قانونی او فراتر از این تشریفات است. قانون به او قدرت بلامنازعی داده که اگر به کارش نمی برد، به سبب محدودیت اختیاراتش نیست بلکه در راستای سنتی است که فرمانروایان پیش از او بنایش را نهادند.

ملکه بریتانیا قانونا فرمانده کل نیروهای مسلح است، می تواند اعلام جنگ کند، به جنگ پایان دهد و پیمان صلح ببندد. ملکه می تواند نخست وزیر را برکنار کند و ریاست دولت را به فرد دیگری واگذارد، می تواند مجلس را به حال تعلیق دربیاورد یا اصلا منحل کند.

سیر تحولات تاریخی در بریتانیا فرمانروایان این کشور را به جایی رساند که دیگر از قدرت قانونی خود استفاده نکنند و تنها تشریفات آن را به جای بیاورند، یعنی مثلا اگر تصمیمی برای نیروهای مسلح گرفته شود که در جایگاه فرمانده نیروهای مسلح است، همچون عزل و نصب فرماندهان بلندپایه یا اعلام جنگ و صلح، نخست وزیر برای اخذ این تصمیم‌ها از ملکه اجازه می‌گیرد و ملکه هم همیشه موافقت می‌کند. یا وقتی مجلس تمایل خود را به نخست وزیری فردی ابراز کرد، ملکه حکم نخست وزیری را برای او صادر می‌کند.

این اختیارات ملکه منحصر به بریتانیا نیست. او همین اختیارات را در ۱۵ کشور دیگر نیز داراست، کشورهایی که زمانی مستعمره بریتانیا بوده‌اند. مهمترین این کشورها کانادا، استرالیا و نیوزلند است.

گرچه ملکه قدرت خود را واگذار و به نقش تشریفاتی آن بسنده کرده، اما در شرایطی که بریتانیا یا هر یک از پانزده کشور دیگری که او را فرمانروای خود می داند، دچار بحران شود و جناح‌های سیاسی نتوانند بر سر تصمیمی به توافق برسند یا حرف خود را به کرسی بنشانند، قدرت ملکه به کار می‌آید که به عنوان مقامی فراتر از جناحبندی‌ها و کشمکش‌های سیاسی وارد شود و با استفاده از قدرت قانونی‌اش، مثلا در تعیین نخست وزیر، بحران را فروبخواباند.

بریتانیا قانون اساسی مدون ندارد، یعنی هیچگاه برای این کشور قانون اساسی نوشته نشده و ساختار سیاسی کشور بر پایه قوانینی است که مجلسین عوام و اعیان تصویب کرده‌اند و همچنین عرف و رویه‌ای که بر تصمیمگیری‌های سیاسی حاکم بوده است. ملکه نیز در چارچوب همین عرف و رویه است که قدرت قانونی خود را به کار نمی‌گیرد.

با وجود قدرتی که قانون برای ملکه در نظر گرفته، ضامن بقای نظام مشروطه، قوانینی است که مجلسین قانونگذاری (عوام و اعیان) تصویب کرده‌اند: گرچه ملکه می‌تواند مجلس را منحل کند اما نمی‌تواند جلوی انتخابات برای تشکیل مجلس تازه را بگیرد. مصوبات مجلس با امضای ملکه لازم الاجرا می‌شوند اما ملکه نمی تواند از امضا سرباز بزند.

Image caption حق کالسکه سوار شدن از جمله قوانین بریتانیا است که شاید برای بعضی عجیب به نظر برسد

بریتانیا قدیمی ترین نظام مشروطه سلطنتی در جهان است و برخی از قوانینی که برای اختیارات ملکه وضع شده به صدها سال پیش تعلق دارند، هرچند تاکنون نسخ نشده و به قوت خود باقی و هر قدر هم عجیب باشند، قابل اجرایند. مثلا سوار شدن به کالسکه، حقی است که فرمانروا به شهروندان داده و می‌تواند هر وقت بخواهد این حق را از شهروندان پس بگیرد و از آن پس کسی جز او حق کالسکه سوار شدن نخواهد داشت و فقط می‌تواند بر اسب سوار شود.

ملکه همچنین الزامی به رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی ندارد، می‌تواند خودرو شخصی‌اش را با هر سرعتی که دلش بخواهد براند و ملزم نیست روی خودروش را شماره‌گذاری کند. استفاده از خدمات پستی نیز برای او رایگان است.

ملکه بریتانیا، جایگاه مذهبی نیز دارد. او پیشوای کلیسای انگلستان است، سراسقف و اسقفهای این کلیسا را عزل و نصب می‌کند و حق هر دخل و تصرفی در کلیساها را دارد. در نتیجه نمی‌تواند به دین مسیح و مذهب انگلیکن ابراز بی باوری کند. همین مقام روحانی ملکه باعث می شود دست کم از لحاظ نظری، ساختار سیاسی بریتانیا را نتوان عرفی (سکولار) به شمار آورد. بویژه آنکه گذشته از جایگاه ملکه در ساختار سیاسی، 26 اسقف کلیسای انگلستان هم در مجلس اعیان عضویت دارند که نهاد قانونگذاری است. این دو عامل سبب می‌شود از لحاظ نظری، نهاد دینی را در بریتانیا نتوان جدا از نظام سیاسی به شمار آورد و کشور را سکولار قلمداد کرد.

ملکه با وجود قدرت و اختیاراتی که قانون برایش در نظر گرفته، از برخی حقوق شهروندان عادی محروم است: حق رأی دادن ندارد. حق هیچگونه اظهارنظر سیاسی ندارد. با اینکه زمینی که مجلسین بریتانیا در آن ساخته شده اند متعلق به اوست، در مجلس عوام حق نشستن ندارد. او در آغاز هر سال کاری پارلمان برای سخنرانی و توصیه به نمایندگان به مجلس می‌رود اما حق ندارد متن سخنرانی‌اش را خودش بنویسد. شهادت ملکه در دادگاه پذیرفته نیست و او حق اجاره کردن ملک از شهروندان کشورش را ندارد.

موضوعات مرتبط