دیدگاه: "آینده ساخته دست زنان"؛ چرا ما هنوز به فمینیسم نیاز داریم

داستان پسرهایی که دامن پوشیده‌اند و دخترهایی که راهی فضا هستند حق نشر عکس NATALIE BYRNE

اسکارلت کورتیس یکی از ۱۰۰ زن موفق و الهام بخشی است که بی‌بی‌سی برای سال ۲۰۱۹ برگزیده است. وی که بانی جنبش موسوم به اعتراض صورتی است شرح می‌دهد که از نظر او جهان سال ۲۰۳۰ چگونه خواهد بود و آیا فمینیسم در همه جا در حال رسیدن به هدفش است؟

من از طرفداران داستان‌های علمی-تخیلی نیستم. من را خسته می‌کنند و هر قدر در طول سال‌ها سعی کرده‌ام به فیلم‌های جنگ ستارگان یا دکتر هو یا حتی به کتاب ۱۹۴۸ علاقه پیدا کنم، موفق نشده‌ام و بناچار آنها را کنار گذاشته‌ام.

تنها یک واقعیت در دنیای آینده توجه من را جلب می‌کند و آن یک دنیای جادویی بسیار دور است به نام "آینده‌ای که زنان آن را اداره می‌کنند."

از این رو بگذارید انتشار فهرست ۱۰۰ زنی که بی‌بی‌سی انتخاب کرده را فرصتی بدانیم برای این که تصور کنیم دنیا در سال۲۰۳۰ چگونه خواهد بود.

آینده‌ای که رهبری با زنان است، چه شکلی خواهد بود؟ در پاسخ این سوال دو مکتب فکری با هم رقابت دارند.

حق نشر عکس NATALIE BYRNE

عقیده برخی این است که دنیایی که رهبری آن با زنان است، درست مانند دنیایی است که مردان آن را اداره می کنند و ما هم اکنون با آن آشنا هستیم.

به عبارت دیگر، "رئیس، دختری است که پسرها را مسخره می کند و قوی است" او رئیس فوق‌العاده‌ای است که پاشنه‌های کفشش مانند زبانش تیز است، لشکری پرستار در منزل از بچه‌هایش نگهداری می‌کنند و کت و شلواری که پوشیده باعث احساس ترس زیادی در تمام مردانی می‌شود که زیر دست او خدمت می‌کنند.

استدلال گروه دیگر این است که شاید غرور مردانه خشنی که ما به رهبری و قدرت ارتباط می‌دهیم، خود مشکلی است مثل سرکوب کردن زنان. شاید خشونت، ترس و سلسله مراتب مسئله است، به همین جهت ایده پوشاندن کت و شلوار به یک زن و فرستادن او به جلسه هیات مدیره، همیشه ایده بدی بوده است.

شاید ایده "داشتن همه چیز" از اول اشتباه بوده است.

استدلال دوم، را من بیشتر می پسندم.

من آدم ملایمی هستم. به راحتی گریه می‌کنم، احساساتم من را راهنمایی می‌کنند و ترجیح می‌دهم کاری داشته باشم که برای تامین زندگی‌ام مجبور نشوم هر روز جر و بحث کنم.

ترجیح من یک مدل رهبری بر اساس این خصیصه‌هاست که غالبا هسته مرکزی زن بودن به حساب می‌آیند.

در حالی که این پیشرفت به آهستگی صورت می گیرد، این "قدرت آسیب پذیر" شروع کرده خود را نشان دهد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption گرتا تونبرگ ۱۵ ساله مدرسه نرفت تا در برابر پارلمان سوئد اعتراض کند. اعتراض تک‌نفره‌ای که به اعتراضی جهانی به تغییرات اقلیم تبدیل شد

عزم گرتا تونبرگ، فعال محیط زیست که برای مبارزه با تغییرات اقلیمی کمپین می کند سبب شد جنبشی که برای جلوگیری از گرمایش زمین درست شده در ظرف یک سال گذشته به اندازه ده سال گذشته و حتی بیشتر، پیش برود.

شور و هیجان آلکساندریا اوکازیو-کورتز، جوان ترین عضو کنگره آمریکا، شوری را که بسیار لازم بود در فضای سیاسی آمریکا ایجاد کرده است. جنبش Me Too و هشتگی هم که تارانا بورک به راه انداخت، برای تغییر دیدگاه‌ها درباره آزار و اذیت جنسی لازم بوده است. ولی مشارکت زنان در رده‌های بالای شغلی اغلب ناامید کننده است. در بین صد کمپانی مهم بریتانیا شمار زنانی که این شرکت‌ها را اداره می‌کنند بمراتب کمتر از مردان است.

زنان فقط سه درصد کسانی هستند که در روندهای مهم صلح نقش میانجی دارند ولی احتمال توافقی که به کمک آنها حاصل شده، دست‌کم ۱۵ سال دوام داشته باشد ۳۵ درصد بیشتر توافق‌هایی‌است که میانجی‌ مرد دارند.

استخدام زنان برای مدیریت شرکت‌ها می‌تواند منفعت هم داشته باشد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption آلکساندریا اکاسیو کورتز که امسال ۲۹ ساله می‌شود، جوان‌ترین نماینده‌ای است که تا به حال در کنگرهٔ ایالات متحده بوده است و یکی از صد زن منتخب امسال بی‌بی‌سی است

مصاحبه با زن‌هایی که رئیس شرکت‌های مهم در آمریکا هستند نشان داده که آنها با احساس اراده و وظیفه این کار را انجام می‌دهند و برای پیشرفت دیگران و این که به نتایج مطلوبشان برسند کار گروهی می‌کنند.

علاوه بر این اگر سایر کشورهای عضو سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه بخواهند برای برابری با سوئد -که غالبا مظهر برابری جنسیتی محسوب می‌شود- نسبت کارمندان زن خود را بالا ببرند، تولید ناخالص داخلی (جی‌دی‌پی) می‌تواند بیش از شش هزار میلیارد دلار افزایش یابد.

آیا واقعا به "فمینیسم" احتیاج داریم؟

حق نشر عکس Getty Images

به نشانه‌های وسوسه‌انگیز یک کشور ایده‌آل تخیلی که زنان آن را اداره می‌کنند و پول و برابری مانند نهر در جامعه جاری است، فکر کنید. چطور می‌شود واقعا به آنجا رسید؟

متاسفانه من کسی شده‌ام که در میهمانی ها مردم دوست دارند بر سر اینکه آیا ما "واقعا به فمینیسم احتیاج داریم" با من بحث ‌کنند. این سئوال را بیشتر کسانی می‌کنند که هرگز شخصا تاثیر منفی نابرابری را حس نکرده‌اند.

پاسخ آسان است ولی به طور کلی چیزی نیست که من بخواهم در میهمانی‌ها به آن بپردازم؛ یکی از هر سه زن خشونت فیزیکی یا جنسی را تجربه می‌کند. همچنین ۶۱ درصد جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله مبتلا به اچ‌آی‌وی، زنان و دختران هستند.

در سراسر جهان یکی از هر پنج زن قبل از ۱۸ سالگی ازدواج کرده و دست کم ۲۰۰ میلیون دختر و زن قربانی "ختنه" شده‌اند. از هر پنج مالک زمین، یک نفر در جهان زن است و هنوز در ۱۸ کشور جهان شوهر این اختیار را دارد که اجازه کار کردن را به زنش ندهد.

این آمار فقط اعداد نیستند -آنها پایه و اساس نابرابری جنسیتی‌اند، آتشی هستند که تلاش‌های شجاعانه میلیون‌ها زن را در سراسر جهان شعله ور می‌کند.

به این دلایل، تا زمانی که برابری، واقعیتی نه برای گروهی بخصوص بلکه برای همه زنان در هر گوشه جهان نیست، نمی توان گفت کار فمینیسم تمام شده است.

این اعداد نشان دهنده نقض حقوق اساسی بشر است در هر لحظه هر روز.

پسرها دامن پوش، دختران در سفینه فضایی

حال بگذارید به سوال خودمان برگردیم- آینده‌ای که زنان رهبرش هستند چگونه خواهد بود؟ اولین گام حذف نابرابری‌های مشهود است.

در سال ۲۰۱۵ تمام اعضای سازمان ملل متحد با ۱۷ هدف توسعه پایدار موافقت کردند و در بین این اهداف، هدف پنجم برابری جنسیتی بود.

رهبران جهان قول داده بودند که به ختنه دختران پایان دهند، برای کار بدون دستمزد زنان ارزش قائل شوند، به کمک تکنولوژی زنان را قدرتمند کنند و مشارکت کامل زنان در رهبری و تصمیم گیری را تضمین کنند.

این هدف‌ها رویا نیستند، قول‌هایی هستند که داده شده و تا بنیان این برابری ریخته نشده، هیچ کار دیگری امکان پذیر نخواهد بود.

ولی چنین شود، حقوق زنان داده شود و تبعیض از بین برود، آینده ای که زنان رهبرش هستند چه شکلی خواهد بود؟

فکر می کنم این همان چیزی است که ما سعی می‌کنیم جوابش را پیدا کنیم. فکر می‌کنم مجموعه‌ای از رویاها و داستان هایی است که هنوز ناگفته است.

داستان دامن‌های کوتاهی است که پیام خاصی نمی‌فرستد و داستان کسانی است که فاقد هویت جنسی‌اند.

این داستان پسرهای دامن پوش و زنانی است که در سفینه های فضایی هستند، زمانی که دولت‌ها دلسوزند و سکس قدرتی ندارد.

این قصه‌ای است که هنوز تعریف نشده ولی فعالان در رویاهایشان می بینند و هر روز در نوشته هایشان آن را به واقعیت تبدیل می‌کنند.

این داستانی است که من بی‌نهایت مشتاقم ببینم به کجا منتهی می‌شود و داستانی است که قول می‌دهم هرگز از آن دست برندارم.

این داستانی است که اگر لازم باشد روزی واقعا تحقق یابد به کمک شما نیاز دارد.

موضوعات مرتبط