زندگی برای کسانی که در افغانستان مانده‌اند چگونه است؟

  • راجینی ویدیاناتان
  • خبرنگار جنوب آسیا بی‌بی‌سی
هرات
توضیح تصویر،

خیابانی در هرات سومین شهر بزرگ افغانستان

پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، زندگی برای کسانی که در این کشور مانده‌اند، چگونه است؟ چهار نفر از شهرها و ولایات مختلف در سراسر این کشور به بی‌بی‌سی گفتند که پس از آمدن طالبان، آزادی‌های اولیه شان را از دست داده و برای زنده ماندن تلاش می‌کنند.

برخی از نام‌ها در این مطلب برای حفاظت از افرادی که صحبت کرده‌اند، تغییر داده شده است.

منبع تصویر، EPA

توضیح تصویر،

نمایی از بازار بسته در مزار شریف، مرکز ولایت بلخ

مزارشریف

مزارشریف یک شهر بزرگ و قطب اصلی اقتصادی در شمال افغانستان و به تاجیکستان و ازبکستان نزدیک است. این شهر در ۱۴ اوت (۲۳ مرداد) به دست طالبان افتاد.

مجیب قبلا در رستوران کار می‌کرد، اما حال برای دسترسی به مواد غذایی تلاش می‌کند. در تماسی تصویری از مزارشریف، او به کف کثیف یک ساختمان متروکه جایی که چند پتو روی هم قرار داشت، اشاره کرد و گفت حالا این جا خانه او است.

مجیب چند هفته پیش وارد این شهر شد. یکی از بیش از نیم میلیون افغان که امسال در نتیجه درگیری بین طالبان و نیروهای دولت سابق آواره شده است.

او گفت که پدرش بیشتر از ۱۰ سال پیش توسط طالبان کشته شد. یک دهه بعد حال او "می‌ترسد که بیرون برود، چرا که آن‌ها مردم را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند."

تصاویر هفته گذشته از مزارشریف دهها افغان با چمدان و کیسه‌های پلاستیکی در دست را نشان می دهد که در صددند با اتوبوس خود را به کابل، پایتخت برسانند.

اما مجیب گفت که از چند روز پیش یعنی اززمان خروج نیروهای آمریکایی، شمار بیشتری از مردم از کابل به مزارشریف می آیند تا راهی برای رفتن به ازبکستان پیدا کنند.

مجیب هم به فکر فرار است، اما نمی‌داند که موفق می‌شود یا نه؟ او گفت: "طالبان اینجاست و آن‌ها نمی‌خواهند که مردم کشور را ترک کنند."

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر،

زنان و کودکان در کلینکی سیار در لشکرگاه

لشکرگاه، ولایت هلمند

از پادکست رد شوید و به خواندن ادامه دهید
پادکست
رادیو فارسی بی‌بی‌سی

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی – دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

پادکست

پایان پادکست

ولایت هلمند در جنوب، جایی است که نیروهای بریتانیایی در جریان درگیری‌ها در آن جا مستقر بودند. این ولایت در ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) به دست طالبان افتاد. لشکرگاه، مرکز این ولایت در هفته های قبل صحنه درگیری‌های شدید بود.

در مطب دکتر ویکتوراوروسوویچ برروی تابلویی کیسه‌های پلاستیکی کوچک حاوی گلوله چسبانده شده است. او در جریان این مصاحبه یکی از این کیسه ها را جلوی دوربین موبایلش گرفت و گفت:"ما این دیوار را دیوارشرمساری می نامیم."

او گفت که این گلوله‌ها را از بدن بیماران جوان خارج کرده است.

دکتر اوروسوویچ در بیمارستان لشکرگاه کار می‌کند. اکنون که درگیری‌ها به پایان رسیده، بخش‌های این بیمارستان مانند قبل شلوغ نیستند. بمب‌ها و گلوله‌ها متوقف شده‌اند و خیابان‌ها آرام است.

او گفت: "خیلی عجیب است. چند سالی است که این جا هستم، اما هیچ وقت این قدر ساکت نبوده است. من آن را به عنوان سکوت قبل از طوفان می بینم، امیدوارم که اشتباه کنم. باید دید."

دکتر اوروسوویچ گفت که بسیاری از ساختمان‌های این شهر در نتیجه انفجار بمب‌ها صدمه دیده یا کاملا تخریب شده‌اند. خانواده های بسیاری که از درگیری‌ها فرارکرده بودند، حال به شهر بازگشته و در میان آوار و خرابه‌ها به دنبال خانه‌هایشان هستند.

او گفت: "آن‌ها در جلوی مساجد و در خیابان‌ها می‌خوابند. از آن جایی که پولی برای ساختن خانه هایشان ندارند، بسیاری از آن‌ها بی خانمان شده و یا مجبورند با خویشاوندانشان زندگی کنند."

او همچنین گفت که شمار زیادی از خانواده‌ها در این منطقه در فقر زندگی می‌کنند و برای تهیه یک وعده غذا در تلاش هستند. بسته شدن بانک‌ها برای چندین روز و نداشتن پول شرایط را برای آن‌ها بدتر کرده است.

بسیاری از امدادگران خارجی که مسئول توزیع مواد غذایی در بین مردم بودند با آمدن طالبان این کشور را ترک کردند، اما دکتر اوروسوویچ از صربستان از جمله افرادی است که تصمیم گرفته همچنان در افغانستان بماند.

او گفت: "ما مسئولیتی داریم. ما تنها مرکز تروما در این استان هستیم. مردم به غذا، پول و دارو نیاز دارند."

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر،

مردم بدخشان سال ها درگیر جنگ هستند

بدخشان

بدخشان یکی از فقیرترین ولایت افغانستان در شمال شرقی این کشور و هم مرز با تاجیکستان است. طالبان در ۱۱ اوت (۲۰ مرداد) کنترل مرکز این ولایت را به دست گرفت.

عبدل یک دکتر در بدخشان است. آخرین بار که طالبان بر افغانستان حکومت کرد، او یک دانش آموز بود.

او گفت: "وضعیت در آن زمان خیلی بد بود و رفتار آن‌ها همانند گذشته است. من هیچ تغییری نمی‌بینم."

عبدل چندین تصویر از بیمارستانی در این منطقه که اکنون توسط طالبان محافظت می‌شود به بی‌بی‌سی فرستاد. در یکی از این تصاویر یک پسر ۱۸ ماهه نحیف روی تخت دراز کشیده در حالی مادرش برای نجات او به کارکنان بیمارستان التماس می‌کند. به گفته عبدل این زن از از عهده تهیه غذا برای کودکش برنمی‌آید.

به گفته او روزانه کودکان بیشتری دچار سوءتغدیه می‌شوند.

بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، انتظار می‌رود بیش از نیمی از کودکان زیر پنج سال در افغانستان در سال آینده دچار سوء تغذیه شدید شوند.

فقر پیش از این برای بسیاری در این ولایت یک واقعیت بوده است. از زمان تسلط طالبان، قیمت مواد غذایی و سوخت افزایش پیدا کرده و کارکنان دولت شغل هایشان را از دست داده‌اند. برخی از آن‌ها همچنان در انتظاردریافت حقوق در چند ماه گذشته هستند.

عبدل همچنین از حقوق زنان در این ولایت می‌ترسد. در حالی که به زنان کادر پزشکی در این ولایت اجازه کار داده شده، سایر زنان اجازه ندارند تا به سرکارهایشان بازگردند و از خود می‌پرسند که چه چیزی در انتظارشان است.

عبدل گفت که دختران پس از کلاس ۶ اجازه رفتن به مدرسه را ندارند. "مردم هیچ امیدی به آینده خود ندارند. هیچ فرصتی در بدخشان برای مردم وجود ندارد."

توضیح تصویر،

یک نیروی طالبان سوار بر خودرو در شهر هرات در حال گشت زنی

هرات

هرات یکی از شهرهای جاده ابریشم در نزدیکی مرز با ایران، یکی از لیبرال‌ترین شهرهای افغانستان بشمار می‌رود. یک روز پس از خروج نیروهای آمریکایی، صدها نفر از حامیان طالبان به خیابان‌ها آمدند و دیگران از ترس در خانه ماندند.

گل تازه از بازار برگشته بود که با بی‌بی‌سی صحبت کرد. او گفت: "که طالبان با اسلحه در تمام بازار بود. دیگر در خیابان‌ها بسیاری از افراد ثروتمند یا زنان و دختران را نمی‌بینید، همه از طالبان می‌ترسند."

همسر گل، افسون، در حال حاضر نمی‌تواند بدون همراهی مرد از خانه خارج شود و مجبور است که برای پوشاندن صورتش برقع بپوشد. او گفت که "آینده دخترش نامعلوم است."

به گفته گل، خواهرش که پزشک است چند هفته نتوانسته بود به درمانگاه برود، حتی پس از آن که طالبان به زنان در حرفه پزشکی اجازه بازگشت به سر کار را دادند. اما حالا توانسته به همراه سایر زنان به سرکار برگردد. اما هنوز زنان بسیاری در خانه هستند.

گل و خانواده اش هنوز امیدوارند که بتوانند افغانستان را ترک کنند.

او گفت: "ما هر جایی می رویم. آمریکا، آلمان، فرانسه، هر جایی."