لئونارد کوهن و عشقی که تا انتهای آن رقصید

لئونارد کوهن حق نشر عکس Getty Images
Image caption لئونارد کوهن ، فستیوال هنر و موسیقی سال ۲۰۰۹ در کالیفرنیا، آمریکا

کمتر از یک ماه پیش از مرگ لئونارد کوهن در آبان سال ۱۳۹۵، آلبومی از این آهنگساز، ترانه‌سرا، شاعر و نویسنده کانادایی منتشر شد که برای همه دوستداران این هنرمند به معنای وصیت‌نامه او بود. آن آلبوم با عنوان «تو تاریک‌تر می‌خواهی‌ش»، در قالبی استعاری، داستان مسافری را می‌گفت که در پایان سفر خود به پشت‌سرش نگاه می‌کند و به چیزهایی فکر می‌کند که در طول زندگی برایش اتفاق افتاده است.

اما «تو تاریک‌تر می‌خواهی‌ش» آخرین آلبومی نبود که از لئونارد کوهن منتشر شد و سه سال پس از مرگ او، در آذر ۱۳۹۸ اثر تازه‌ای با صدای این هنرمند سرشناس منتشر شد.

آلبوم «ممنون از این رقص»، اولین اثری است که پس از مرگ کوهن از آثار ضبط شده پیش از مرگ او منتشر می‌شود. تفاوت این اثر با دیگر آثاری که معمولا پس از مرگ خوانندگان و آهنگسازان منتشر می‌شوند در این است که موسیقی هیچ کدام از این قطعات در زمان حیات کوهن کامل نشده بودند.

آدام کوهن، تهیه کننده موسیقی و فرزند لئونارد کوهن، صدای پدر خود را در زمان دکلمه کردن قطعات آلبوم «ممنون از این رقص»‌ ضبط کرد و پس از مرگ پدرش با همکاری گروه بزرگی از آهنگسازان و خوانندگان دست به کار ساخت موسیقی و نهایی کردن هر قطعه شد.

بیشتر بخوانید:

حق نشر عکس Getty Images
Image caption لئونارد کوهن در حال اجرا در فستیوال موسیقی جزیره وایت، انگلستان ۳۰ آگوست ۱۹۷۰

به گفته آدام کوهن، ضبط صدای پدرش برای این اثر در همان زمانی انجام شد که قطعات آلبوم «تو تاریک‌تر می‌خواهی‌ش» را در گاراژی در نزدیکی خانه کوهن ضبط می‌کردند. پدر و پسر در مورد حال و هوای آهنگ‌های مورد نظر برای این قطعه‌ها نیز بحث و گفت‌وگو کردند اما مرگ کوهن در ۸۲ سالگی این فرصت را به آنها نداد که در کنار هم این پروژه را به پایان برسانند. مایکل شاوس، مهندس ضبط و میکس که پیش از این هم با زوج پدر و پسر کوهن همکاری کرده بود، در مورد آخرین آلبوم کوهن‌ها به یاد می‌آورد که یک روز آدام کوهن به او تلفن می‌زند و از او می‌خواهد تا برای ضبط صدای پدرش در حال خواندن چند شعر به خانه آنها برود.

نتیجه آن جلسه ضبط دو ساعته، به پروژه‌ای تبدیل ‌شد که تکمیل آن سه سال طول کشید. غیر از شاوس، هنرمندان دیگری هم در کامل کردن این اثر شرکت داشتند. دانیل لانویس، پاتریک لئونارد، دمیان رایس، آنجانی توماس و شارون رابینسن چهره‌های سرشناسی هستند که به همراهی یک گروه کُر ۱۷ نفره در تکمیل این پروژه همکاری داشتند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption لئونارد کوهن در کنار خانواده سلطنتی اسپانیا در سال ۲۰۱۱ ، او جایزه "شاهدخت آستوریاس" یکی از معتبرترین جوایز ادبی اسپانیا را دریافت کرد

یکی از نکات جالب توجه در مورد این آلبوم، به حال و هوای موسیقی آن بازمی‌گردد. آهنگ‌هایی که برای ترانه‌های کوهن در این اثر خلق شده‌اند، همان حس و فضاسازی آخرین آلبوم‌‌های او را دارند. فضایی که با «من مَردِ تو هستم»‌ در سال ۱۹۸۸ آغاز شد و در آلبوم‌های بعدی این هنرمند با پا به سن گذاشتن کوهن، آرام‌تر و شاعرانه‌تر شد و در «تو تاریک‌تر می‌خواهی‌ش» با اوج خود رسید.جوایز شاهدخت آستوریاس - یکی از معتبرترین جوایز ادبی اسپانیا - را دریافت کرد.

با وجود آنکه لئونارد کوهن ترانه‌های خود برای «ممنون از این رقص»‌ را در آخرین روزهای زندگی و در زمانی اجرا کرد که درگیر درمان سرطان خون هم بود، اما این آلبوم نشانی از ناامیدی و یاس ندارد. کوهن در این اثر نیز مانند آلبوم قبلی‌اش، در نقش پیرمرد قصه‌‌گویی ظاهر می‌شود که بی هیچ ترسی در انتظار فرشته مرگ نشسته است و خاطرات دور و نزدیک خود را، بدون تعصب و بزرگنمایی، مرور می‌کند.

این نگاه کوهن به زندگی، از همان اولین ترانه آلبوم با نام «برای قلب اتفاق می‌افتد»‌ شروع می‌شود؛ ترانه‌ای که یک ماه پیش از انتشار آلبوم «ممنون از این رقص»، به شکل تک آهنگ و با ویدیویی جذاب از دانیل آسکیل منتشر شد و در ابتدای آن صدای گرم و عمیق کوهن را می‌شنویم که می‌خواند:

«توی کارم همیشه پشتکار داشتم

اما اسم هنر روش نذاشتم

گند خودم رو، خودم جمع کردم

مسیح رو دیدم و مارکس رو خوندم...»

حتی ترانه‌های عاشقانه این اثر هم همین حال و هوای روایی را دارند. دومین آهنگ این آلبوم، داستان عشقی از دست رفته را تعریف می‌کند. اما خبری از آه و ناله‌های پرسوز و گداز عاشقانه در این ترانه نیست . در این قطعه، کوهن فقط از این می‌گوید که چقدر معشو‌قش را دوست داشت، معشوقی که حالا دیگر رفته است، «انگار که هیچ وقت، نبود اصلا».

در این آلبوم نیز مانند بیشتر آثار این هنرمند کانادایی، آهنگی با موضوع سیاسی-اجتماعی منتشر شده است؛ آهنگی با نام «عروسک خیمه‌شب‌بازی» که در آن، سیاستمداران و کارگزاران آنها را به عروسک‌های خیمه‌شب بازی تشبیه می‌کند. در ابتدای ترانه، کوهن آلمانی‌هایی که یهودی‌ها را کشتند عروسک‌ خیمه‌شب بازی می‌نامد و در انتها، یهودی‌ها، رئیس‌جمهورها، حتی عاشق‌ها، و حتی من و شما هم به جرگه عروسک‌هایی وارد می‌شویم که کوهن از زندگی ِ چشم و گوش بسته آنها انتقاد می‌کند:

«آلمانی‌های ِ عروسک، آتیش زدن یهودی‌‌های ِ عروسک رو

یهودی‌های ِ عروسک، انتخاب نکرده بودن این رو

رئیس جمهورهای ِ عروسک، دستور می‌دن

به ارتشی‌های ِ عروسک، که زمین‌ها رو به آتیش بکشن...

من ِ عروسک، توی ِ عروسک

آلمانی‌های ِ عروسک، یهودی‌های ِ عروسک...»

حق نشر عکس Getty Images
Image caption تصویر لئونارد کوهن بر اساس عکسی که دخترش گرفته بود، در مرکز شهر مونترآل

با وجود تنوع زیادی که در ترانه‌های انتخاب شده برای این اثر وجود دارد، حس و حال اصلی «ممنون از این رقص»‌ همان حس خداحافظی مردی است که می‌داند به آخر داستان رسیده، اما بدون گریه و زاری، کوله‌بارش را جمع کرده و منتظر نشسته تا فرشته مرگ به سراغش بیاید.

نکته‌ای که بیش از هر موضوع دیگری این حس را به مخاطب منتقل می‌کند، عنوان آلبوم است که از ترانه‌ای با همین نام وام گرفته شده. اما این عنوان بیش از هر چیز، ارجاعی مستقیم دارد به ترانه‌ای قدیمی‌ و موفق از این هنرمند که «با من تا انتهای عشق برقص» نام داشت. انگار حالا دیگر کوهن تا انتهای عشقی که به زندگی داشت رقصیده است و از زندگی برای این رقص شورانگیز تشکر می‌کند.

موضوعات مرتبط