'ستانستان' بی‌ستان؛ فراز و فرود جمهوری‌های آسیایی شوروی

نقشه آسیای میانه
Image caption آسیای میانه که قبل از ورود روسیه به آن منطقه به چند خانات تقسیم شده بود بعد از شوروی به پنج جمهوری شوروی تقسیم شد

پیش از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ محمدرضا شاه پهلوی هشدار می داد که اگر زمانی حکومت او سرنگون شود، ایران، "ایرانستان" می شود.

او در استفاده از این اصطلاح که آن را پس از انقلاب اسلامی در هنگام اقامت خود در مکزیک هم تکرار کرد، به جمهوری‌های آسیایی شوروی که در نامشان پسوند "ستان" داشتند، اشاره داشت و منظورش این بود که ایران هم ممکن است مثل این جمهوری ها، استقلال خود را از دست بدهد.

شاه در آن زمان می‌خواست با این کنایه مخالفان سیاسی‌اش را به بلوک شرق نزدیک جلوه دهد و از نگاه خود خطر کمونیسم شوروی و گروه های سیاسی طرفدار آن در ایران را گوشزد کند.

نزدیک به یک دهه بعد از مرگ شاه ایران، حکومت شوروی فروپاشید. جمهوری‌های مستقل یا خودمختار آسیایی شوروی که قلمرو بعضی از آنها یا قبلا از ایران جدا شده بود یا در جنگ‌های دوره تزاری به آن امپراطوری ملحق

شده بود و بعد از ایجاد جماهیر شوروی پسوند ستان گرفته بودند، در پی فروپاشی شوروی استقلال کامل یافتند.

Image caption محمدرضا شاه پهلوی در زمان حکومت خود در مورد ایجاد یک حکومت نزدیک به شوروی در ایران هشدار داده و گفته بود نمی‌گذارد ایران "ایرانستان" شود

این کشورها بعد از استقلال پسوند "ستان" را در نام خود حفظ کردند، اما راهی متفاوت از دوره شوروی و سیاست‌هایی متفاوت از سیاست جمهوری‌های خودمختار در پیش گرفتند.

اکنون، بیشتر از سه دهه پس از مرگ شاه ایران، نه تنها ایران "ایرانستان" نشده، بلکه جمهوری‌های "ستان" دار شوروی سابق هم می‌کوشند هویت سیاسی خود را هر چه بیشتر از هویت شوروی سابق و روسیه امروزی جدا کنند.

اخیرا برخی از این جمهوری‌ها حتی در فکر رهایی از قید پسوند "ستان" افتاده‌اند، که اهدایی نظام شوروی به آنها بود.

قزاقستان و قرقیزستان اعلام کرده‌اند می‌خواهند پسوند فارسی "ستان" را حذف کنند، اما ترکمنستان و ازبکستان دو جمهوری دیگر آسیای میانه، تابحال در این باره ساکت بوده‌اند.

شاید ازبکستان به دلیل داشتن یک اقلیت قابل توجه فارس‌زبان تاجیک و وجود تاثیر زبان و فرهنگ فارسی در آن کشور و ترکمنستان به دلیل مرزهای طولانی و روابط گسترده تاریخی با ایران.

تاجیکستان اما در این مورد استثناست: هم به دلیل زبان مردم آن کشور که فارسی است، و هم به این دلیل که در کنار ایران و افغانستان در سه‌گانه کشورهای فارسی‌زبان قرار دارد و مردم آن خود را ایرانی‌نژاد می‌دانند.

شاید به همین دلیل اگر هم پسوند "ستان" میراث شوروی باشد، تاجیکستان خود را میراث‌دار واژه "ستان" و آنرا متعلق به خود می‌داند.

پسوند 'ستان' چگونه و چه زمانی در شوروی باب شد

پیش از برپایی نظام شوروی، در روسیه تزاری که در قرن ۱۸ میلادی در آسیای میانه پیشروی کرده بود، ترکستان روسیه بوجود آمد. ترکستان روسیه در کنار ترکستان شرقی که حالا در چین قرار دارد، ایجاد شد.

پس از فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری و برپایی نظام شوروی، جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی ترکستان ایجاد شد و در پی شکست امارت بخارا توسط ارتش سرخ در سال ۱۹۲۰ دو جمهوری خلق بخارا و جمهوری خلق خوارزم ایجاد شدند.

اقوام مختلف آسیای میانه تا ایجاد جمهوری‌های بعدی خود را بیشتر بر اساس زبان یا تعلقات قومی/نژادی از یکدیگر متمایز می کردند.

سه جمهوری نامبرده بالا (ترکستان، بخارا و خوارزم) که تا سال ۱۹۲۴ دوام داشتند، بر پایه تقسیمات دوره تزاری ایجاد شده بودند. اما سیاست‌های تقسیمات کشوری شوروی از همان روزهای اول بر مبنای نظریه حق حاکمیت سرنوشت خلق های لنین و پراکندگی‌های قومی برنامه‌ریزی شد.

آسیای میانه به دلیل پراکندگی‌های وسیع قومی و وجود زبان ها و لهجه‌های مختلف از محل‌هایی بود که توجه نظریه‌پردازان شوروی را جلب کرد.

تقسیمات منطقه‌ای در آسیای میانه با اقوام مختلف آن خطه بر اساس سیاست‌های رسمی شوروی آنزمان و رهنمودهای "لنینی" برخورد می‌کرد، اما به نظر می‌رسد که این تقسیمات تا امروز هیچیک از اقوام آن دوره را راضی نگه نداشته و در طول زمان شوروی هم موجب نارضایتی و حتی مشاجره بوده است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption با ورود ارتش سرخ به بخارا و شکست امیر بخارا سلسله منغتی‌ها برافتاد و جمهوری‌های "ستان" دار تاسیس شدند

اما تا پیش از پیروزی بلشویسم و فروپاشی امپراطوری تزاری روسیه در منطقه‌ آسیای میانه بندرت درگیری‌های قومی گزارش شده است.

پیدایش ۵ جمهوری شوروی و چند جمهوری خودمختار با پسوند "ستان" که از تدابیر آن دوره بود، نه تنها مشکلات قومی منطقه را کاهش نداد، بلکه در برخی موارد آنرا تشدید کرد.

با وجود این باید اضافه کرد که ازدواج بین اقوام مختلف در این منطقه مرسوم بوده و هست.

در آن زمان شرایط مشابهی در قفقاز و همچنین نواحی جنوبی روسیه حکمفرما شد.

جمهوری های ملی‌گرا بجای جمهوری‌های سوسیالیستی

با فروپاشی شوروی، جمهوری‌های بجامانده از تقسیمات کشوری آن نظام که در آسیای میانه پسوند "ستان" داشتند، به کشورهای مستقلی تبدیل شدند. این کشورها طی دهه‌های گذشته در پی تغییر بوده‌اند، اما هنوز هویت وجودی‌ و بخشی از هویت سیاسی‌ آنها با دوره شوروی مرتبط است.

با وجود عکس العمل‌های اولیه در دهه نود در مورد مخدوش بودن خطوط تعریف شده مرزی در شوروی، تقسیمات آن دوره هم از سوی همه این دولت ها و هم از سوی جامعه جهانی پذیرفته شد.

در این کشورها اقلیتهای قومی زندگی می کردند (اقلیت روس و تاجیک در ازبکستان، اقلیت روس و ازبک و پامیری در تاجیکستان، جمعیت بزرگ روس در قزاقستان و غیره)، بنابراین زمینه تضادهای قومی در این جمهوری‌ها فراهم بود.

جمهوری روسیه به عنوان بنیانگذار اتحاد جماهیر شوروی هم با وجود داشتن چندین جمهوری که بعضی از آنها پسوند "ستان" را یدک می‌کشند، دچار همین دشواری بود.

برای ادامه حیات سیاسی بعد از دوره شوروی، همه جمهوری‌های پیشین که مستقل شده بودند کم و بیش یک سیاست ملی‌گرایی را پیش گرفتند. جمهوری‌های آسیای میانه هم از این وضعیت مستثنی نبودند.

اما "ملت‌هایی" که در چهارچوب وطنی بزرگتر، یعنی اتحاد جماهیر شوروی آفریده شده بودند، "ملیت‌شان" را بر اساس کدام تاریخ بنیانگذاری کردند؟

پیدا کردن یک پشتوانه قوی تاریخی که ملت بودن این اقوام را ثابت کند آسان نبود. نام برخی از این "ملت‌ها" تنها در چند سده، یا حتی یک سده پیش آن تنها به عنوان یک قوم در کتاب ها آمده بود.

همه حکومت های آسیای مرکزی چون جمهوری‌های دیگر شوروی سابق، ملی‌گرایی را در تاریخ قوم اکثریت آن کشور جستجو کردند و برای اثبات ادعاهای خود، به حقوق و تاریخ اقلیت‌ها کم و بیش بی‌توجه ماندند و گاه دچار سردرگمی شدند.

جستجوی تاریخی برای یافتن 'پشتوانه ملی'

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption مجسمه اسماعیل سامانی

در جستجوی پایه ای برای بنا کردن هویت ملی، تاجیکان که خود را قدیمی‌ترین باشندگان آسیای میانه می‌دانند، نگاه خود را روی سلسله سامانی متمرکز کردند.

تاجیکستان مجسمه اسماعیل سامانی را در میدان مرکزی دوشنبه بر جای مجسمه لنین نشاند، اگرچه قبل از آن مجسمه فردوسی با کوشش روشنفکران تاجیک برای چندسالی به جای لنین نصب شده بود.

ولی گویی "شاعر ملی بودن فردوسی" برای حکومت‌داران تاجیک کافی نبود.

امامعلی رحمان، رئیس‌جمهوری تاجیکستان به دنبال سیاست‌های ملی‌گرایانه خود و برای فاصله گرفتن بیشتر از میراث شوروی، چند سال پیش پسوند اف را که بازمانده از دوره شوروی است، از آخر نام فامیل خود حذف کرد.

تقاضای حذف پسوند اف و دیگر عناصر زبان روسی از فرهنگ تاجیکستان در زمان گورباچف از جانب روشنفکران تاجیک مطرح شده بود که رئیس‌جمهوری تاجیکستان دهه‌ها بعد به آن جامه عمل پوشاند.

با این وجود خط سریلیک که در دهه سی‌ام میلادی، خط رسمی تاجیکستان شده بود، همچنان باقی ماند و کوشش‌ها برای بازگشت به دست‌خط فارسی-عربی ناکام ماند.

ازبکستان که باور دارد تمام افتخارات تاریخی و فرهنگ خود را از دوره گورکانیان به ارث برده، تیمور لنگ را نماد تاریخی کرد و مجسمه‌های او را برافراشت.

قزاقستان در راه یافتن یک شخصیت ملی، ناموفق‌تر از بقیه جمهوری‌ها، نویسنده قرن نوزده خود، ابای کونانبایف را که بعد از استقلال دوباره به ابای قونان‌بوی‌قلی تبدیل شده به نماد ملی تبدیل کرد. به باور حکومت آن کشور ابای ادبیات جدید قزاقی را پایه‌گذاری کرده بود.

قرقیزستان اما مناس، یک قهرمان (افسانه‌ای) که به روایتی ۵۰۰ هزار بیت شعر از او وجود دارد را قهرمان ملی خود کرد.

و ترکمنستان مختوم‌قلی فراغی را شخصیت ملی خود قرار داد، شاعری که جمالزاده او را فردوسی ترکمن‌ها خوانده بود.

Image caption مجسمه تیمور لنگ در ازبکستان

ملی‌گرایی و قوم‌گرایی بعد از فروپاشی شوروی نتایج خونباری هم داشت و بین بعضی از کشورها و اقوام ساکن شوروی به خونریزی منجر شد (مانند جنگ قره باغ بین ارمنستان و آذربایجان و همچنین درگیری ها در چچنستان، گرجستان و اوکراین).

ملی‌گرایی تقریبا در همه کشورهای شوروی سابق به طور یکسان رشد کرده، اما در دل جوامع آسیای میانه و قفقاز سنت دیگری هم جوانه زده است.

بر خلاف تصورات شاه ایران در دهه پنجاه خورشیدی، تمایلات اسلامی و نه تفکر کمونیستی در این سرزمین‌ها همراه با کشورهای دیگر منطقه به سرعت رشد کرده است.

اسلام که در سمت شرقی دریای خزر از نوع حنفی آن رایج است و در طرف غربی نوع شافعی (بجز آذربایجان که اکثریتی شیعه دارد) همه جا جنبه قوی سیاسی یافت و گاه به نظر می‌رسد که از نظر هویتی، پشتوانه‌ای محکم‌تر از ملی‌گرایی دارد.