چند ساعتی که مسیر یک قرن را مشخص می کند

در هوای سرد پاریس فوریت گرم تر شدن زمین ملموس نیست اما برای نمایندگان ده ها کشور که در خط مقدم گرمایش زمین قرار دارند کنفرانس تغییرات اقلیمی پاریس مساله مرگ و زندگی است. ۷۷ کشور فقیر و آسیب پذیر یک بلوک از ممالکی را تشکیل می دهند که با کوچکترین نوسان در حرارت آب و هوا شاید از هستی ساقط شوند.

تعدیل و تطبیق

این کشورها از ممالکی که در آلودگی و گرم تر شدن زمین سهم اصلی را داشته اند پول می خواهند. هم برای "تطبیق" هم برای "تعدیل": دو عبارت که تکیه کلام اصلی مذاکرات پاریس است. تطبیق یعنی ایجاد زیر ساخت ها و اتخاذ تدابیر لازم برای به حداقل رساندن زیان‌هایی که گرم تر شدن زمین به یک کشور وارد میکند. مثلا آب گرفتگی یا سیل یا طوفان یا قطحی و خششکسالی. تعدیل یعنی سرمایه گذاری برای توسعه انرژی‌های پاک به جای سوخت‌های فسیلی.

اختلاف اصلی در مذاکرات پاریس این است که چه کشورهایی این پول را به ممالک فقیر و آسیب پذیر بدهند و چقدر از پولی که داده می شود خرج تعدیل و چه مقدار از آن خرج تطبیق شود و بالاخره چه مرجعی بر این روند نظارت کند.

کشورهای توسعه یافته و صنعتی حاضر شده اند برای تعدیل و تطبیق پول بدهند. البته وعده پول را داده اند اما باید در نظر داشت بین وعده و عمل لزوما همیشه یکی نیست. با این حال کشورهای توسعه یافته می گویند این درست که ما انقلاب صنعتی را شروع کردیم و باعث آلوده شدن و گرم تر شدن زمین هستیم اما کشورهایی که قرار است همین مسیر ما را بروند مثل هند و چین و برزیل هم باید به بابت تعدیل و تطبیق پول بدهند.

۱.۵ یا ۲ درجه؟ یا هیچکدام؟

مطالبه دیگر کشورهای فقیر و آسیب پذیر این است که در متن توافق نهایی گفته شود هدف باید جلوگیری از افزایش حرارت زمین به بیشتر از یک و نیم درجه سانتیگراد باشد زیرا بیشتر از این حد برای این کشورها یک تهدید موجودیتی است. اما کشورهایی که متکی به سوخت فسیلی برای توسعه و امرار معاش هستند نمی خواهند اصولا هدفی به عنوان حد نصاب افزایش حررات زمین درتوافق نهایی قید شود.

بقیه کشورهای به قید دو درجه سانتیگراد حد نصاب راضی هستند. شاید در توافق نهایی گفته شود یک و نیم درجه یا شاید گفته شود دو درجه و شاید هر دو یا اصلا هیچکدام.

به هر حال در عمل فرق زیادی ندارد. با وارد شدن ده ها ترلیون کیلوگرم دی اکسید کربن به جو زمین در طول سالهای آینده براورد می شود که حرارت زمین بسیار بیشتر از دو درجه سانتیگراد بالا برود. این را همه می دانند که اگر همه کشورهای به تعهدات خود عمل کنند حررات زمین تا سه درجه بیشتر می شود.

اگر عمل نکنند باید انتظار افزایش حرارتی بالغ بر ۶ تا ۷ درجه سانتیگراد را کشید. تازه این میانگین افزایش حرارت است. برای کشورهایی مانند ایران و ممالک حاشیه خلیج فارس این افزایش حرارت می تواند دو برابر افزایش میانگین باشد.

اگر این اتفاق بیفتد بخش وسیعی از این کشورها غیر قابل سکونت خواهند شد. با وجود خطری که بیخ گوش ایران نشسته حضور این کشور در کنفرانس تغییرات اقلیمی بسیار کم رنگ بوده است. حتی سازمان های غیر دولتی زیست محیطی ایرانی نیز در این کنفرانس حضور ندارند.

الزامی یا اختیاری

یک دلیل حضور کمرنگ یا کلا مخالفت بعضی کشورها با یک توافق الزام آور – که مورد دیگر اختلاف است – به بیم این کشورها از کنار گذاشتن سوخت های فسیلی مربوط می شود.

اگر قرار است میلیاردها نفر بتوانند از مزایای یک زندگی قابل قبول در این کشورها بهره‌مند شوند دولتهای آنها نیاز به یک منبع درامد ثابت و قابل اتکا دارند. به همین دلیل نمی خواهند ملزم به کاهش مصرف سوخت های فسیلی شوند.

با این حال فشار برای الزامی اور کردن بخشی از توافق نهایی زیاد است. اقلا بخشی که مربوط می شود به نوعی نظارت بر تعهداتی که کشورهای برا ی کاهش گازهای مضر گلخانه ای داده اند.

کشورهای پیشرفته در ائتلاف با کشورهای فقیر و آسیب پذیر می گویند باید همه از جمله ممالک رو به توسعه در قبال وعده هایی که برای کاهش مصرف سوخت های فسیلی می دهند پاسخگو باشند. کشورهای رو به توسعه اصرار دارند که اگر قرار باشد پاسخگویی ای در کار باشد باید از طرف کشورهای پیشرفته باشد تا به وعده های خود مبنی بر تامین هزینه های تعدیل و تطبیق وفادار بمانند.

آینده جهان و سرنوشت میلیاردها انسانی که تحت تاثیر تغییرات اقلیمی قرار می گیرند و میلیاردها انسانی که هنوز بدنیا نیامده اند در طول این چند ساعت باقی مانده به پایان مذاکرات تعیین رقم می خورد. هر کلمه و عبارت و جمله‌ای که در متن توافق نهایی قید شود می تواند فرق مرگ و زندگی باشد.