BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:57 گرينويچ - چهارشنبه 26 ژوئيه 2006 - 04 مرداد 1385
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
تئاتر و انقلاب مشروطيت - تعزيه
 

 
 
تعزيه
تعزيه در دوران قاجار و از زمان فتحعليشاه رونق گرفت. کنت دو گوبينو که چهارسال ميان سال های ١٢٣٦ و١٢٤٢ درايران بوده، درکتاب خود "اديان وفلسفه درآسيای مرکزی" ازتکيه های کوچک و بزرگ با گنجايش ٣٠٠ تا ٣٠٠٠ تماشاگر و ازمعروف ترين آن ها تکيه های سپهسالار، حاج ميرزا آقاسی، نايب السلطنه، و تکيه خانم ها: مهدعليای اول مادر فتحعلی شاه و مهدعليای دوم ملک جهان خانم، مادر ناصرالدين شاه نام می برد.

سرهنگ گاسپار دروويل فرانسوی که در سال ١٢٠٠ در مراسم دسته و تعزيه حضور داشته می نويسد: "درايام محرم در ايران جز شيون و زاری و فرياد و تکرار نام حسين چيزی به گوش نمی رسد. دسته های عزادار، به صورت گروه های ٥٠ نفری، در لباس های پاره، يا "حسين" گويان ازکوچه ها می گذرند و گاه دست و سينه خويش را به طورِ خطرناکی با خنجر ضربت می زنند."

او در جايی ديگر گزارش می کند: " اما بهترين مرحله نمايش روز دهم محرم است. در آن روز يکی از درباريان که ايفای نقش حسين بن علی به وی محول شده است با سوارانی به کوفه می آيد. ناگهان عبيد بن زياد در رأس چندين هزارسرباز سر می رسد. امام از تسليم و بيعت سر باز می زند و با وجود همراهان معدود با شجاعت و شهامت بی نظيری به جنگ ادامه می دهد. من از ديدن اين صحنه جاندار، که چيزی از واقعيت کم نداشت به حيرت افتادم. حيرتم وقتی فزونترشد که ديدم پس از پايان نمايش از ٤٠٠٠ تن سوار که بدون رعايت نظم و احتياط به جان هم افتاده بودند، حتی يک تن نيز زخمی نشده است."

يک خارجی ديگر، اوژن فلاندن، در سال ١٢١٩ می نويسد: "... منظره ای که بيشتر مرا جلب کرد جنگی بود که بين پيروان خاندان حسين ولشکر يزيد اتفاق افتاد. اين منظره چنان اثر می کرد که انسان به شک می افتاد نکند حقيقی باشد..."

تعزيه و تکيه دولت

آلبرت هال
ناصرالدين شاه در بازگشت از سفر فرنگ دستور داد با الهام از معماری ' آلبرت هال' در لندن، تئاتری با گنجايش 20 هزار نفر ساخته شود

ناصرالدين شاه که درسفر فرنگ تماشاخانه های اروپا را ديده و خوشش آمده بود، در سال ١٢٤٨ دستور داد با الهام از معماری ' آلبرت هال' در لندن، تئاتری با گنجايش 20 هزار نفر ساخته شود. اين کار به مباشرت دوستعلی خان معيرالممالک و با مشاورت مهندسين انگليسی صورت گرفت. اما هنوز ساختمان به اتمام نرسيده بود که با موج عظيم مخالفت مجتهدان روبرو گشت، چندان که مجبورشد آن بنا را 'تکيه دولت' بنامد و به اجرای برنامه های تعزيه اختصاص بدهد.

تکيه دولت با صرف مبلغی معادل 150 هزار تومان در زاويه جنوب غربی کاخ گلستان ساخته شد. بعد از تکيه دولت شاهزادگان و بازاری ها نيز تکيه های خود را بنا کردند. از آن ميان می توان به تکيه منيرالسلطنه، مادرکامران ميرزا نايب السطنه، تکيه قورخانه، تکيه اسمعيل بزاز و تکيه ی سيد نصرالدين اشاره کرد.

ترکيب ساختمان تکيه دولت بدينگونه بوده است: سکوئی در وسط؛ دو رديف پلکان دو يا سه تائی در طرفين سکو؛ گذرگاهی محيط بر سکو به عنوان جای اسب تازی و جنگ و جدال؛ غرفه ای هم سطح زمين به عنوان رخت کن بازيگران؛ محوطه ای محيط بر گذرگاه برای تماشاگران زن و کودک؛ و نهايتا غرفه ها و طاقنما هايی گرداگرد تکيه، دريک تا سه طبقه برای تماشاگران مرد.

تکيه دولت
ترکيب ساختمان تکيه دولت بدينگونه بوده است: سکوئی در وسط؛ دو رديف پلکان دو يا سه تائی در طرفين سکو؛ گذرگاهی محيط بر سکو به عنوان جای اسب تازی و ...

تکيه دولت چند مدخل داشت که از برخی از آنها برای آمد و شد تماشاگران استفاده می شد. دو مدخل به انبار يا فضای پشت تکيه راه داشت که جای نگهداری شترها و افراد قافله و اسب ها بود. سواران ازيک مدخل وارد محوطه زيرسکومی شدند، دوری می زدند و از مدخل ديگر خارج می شدند.

سقف تکيه دولت چوب بست هايی بود که بر آنها چادر می کشيدند و به آسانی می شد آن را، بسته به تغيير هوا برداشت و گذاشت.

تعزيه خوانی در تکيه دولت با شکوه و جلال همراه بود. لباس های گرانقيمت، شال های ترمه، خنجر و سپر و شمشير مرصع و کلاه خود مرواريد نشان، اين همه از موزه سلطنتی به عاريت گرفته می شد.

 وقتی عباس به اردو رسيد دوستان، به حالت گريه او را از زين اسب برداشتنتد. عباس خون آلود و بی دست بر روی ريگ افتاد و بدرود زندگی گفت. در اين اثنا شمر شمشير مشعشع خود را کشيد که سر عباس را ببرد. در تمام تکيه از يک طرف تا طرف ديگرصدای گريه و ناله فوق العاده دفعتا بلند شد. دراين وقت اعليحضرت شاه از جای خود برخاستند و تماشا دفعتا به اتمام رسيد. فورا شخص مجروح بلند شد، ايستاد و شمشير دوباره درغلاف گذاشته شد
 

چنانکه کالسکه ای را که ناپلئون برای فتحعليشاه به ارمغان فرستاده بود و هشت اسب آن را می کشيد، به تکيه می آوردند و يزيد و شمر از آن استفاده می کردند.

تعزيه خوانان از دربار مواجب می گرفتند و شخصی با عنوان معين البکاء ( ياور گريه!) تعزيه گردانی، رهبری و آموزش آنها را به عهده داشت.

نويسندگان نسخه های تعزيه عموما ناشناس مانده اند. همين قدر می دانيم که محمد تقی خان اميرکبير مشوق برخی از شعرا از جمله يغمای جندقی در سرودن مرثيه برای تعزيه بوده است.

ساموئل بنيامين، سفير ايالات متحده آمريکا که در فاصله سال های ١٢٦٢– ١٢٦٥ در ايران بوده، به دعوت ظهيرالدوله، داماد شاه، سه بار برای تماشای تعزيه با حضور ناصرالدين شاه به تکيه دولت رفته بود.

او در کتابش به نام ' ايران وايرانيان' درباره تکيه دولت، تعزيه، گروه موسيقی، طاقنماها و تماشاگران شرحی مبسوط و جالب آورده است. از جمله می نويسد: " تمام دايره تکيه، به استثنای راه تنگی که برای بالا رفتن بر روی سکوی ميانی باقی گذارده بودند، سرتاسر پر بود از هزار هزار زن، تخميناً چنين حدس زدم که بايد ٤٠٠٠ نفر، همه روی زمين چهار زانو نشسته بودند..."

سفير آمريکايی در ادامه می نويسد: "زن ها روبند را به واسطه قلاب در عقب سر می بندند و نسوان متمول قلاب های طلای مکلل به الماس دارند. خيلی تماشا داشت که چهار هزار سر سفيد و چادر ديده می شد، بدون اين که صورت يک زن ديده شود ... کجا ممکن است که چهار هزار زن راغب باشند به اينکه وجاهت خود را ازچشم انسان مستور دارند، در صورتی که احتمال می رود اغلب اين زن ها خوشگل باشند."

در نگاه اين ناظر خارجی بديهی می آمده که گاه گاهی هر دو نفر از زنان بنای نزاع بگذارند و نزاع کم کم به نبرد و زد و خورد کشيده شود و روبند را از سر هم می کشند و صورت همديگر را درمقابل اين همه جمعيت بازمی کنند."

بنيامين در جای ديگر درباره موسيقی تعزيه گزارش می دهد: "موزيک عبارت است از يک دسته که در پشت تکيه ايستاده بودند. از خوشبختی جای آنها دور بود، زيرا که اسباب آنها عبارت بود از چند نقاره و کرناهای دراز و صدای آنها خشن و حزن انگيزبود که مرده را بيدار می کرد. نويسنده کتاب انجيل وقتی می نوشت که در روز آخرت صدای کرنايی مسموع خواهد شد و جميع مرده ها را زنده خواهد کرد، مسلماً چنين کرنايی را در نظرداشته است."

و درباره آواز تعزيه خوانان می نويسد: " آوازی که علی اکبر، پسر امام حسين در وقت مفارقت می خواند نهايت حزن انگيزبود، مثل اين که آواز مرگ خود را می خواند. مثل اين بود که در دريای آدرياتيک، در شب تاريک، طوفان سخت شديدی کشتی متلاطمی را دچار امواج خود کرده است، تا چند دقيقه صدای گريه و ناله و گاه گاهی صدای فرياد از هر طرف اين بنا مسموع می شد. در خود طاقنای من همه گريستد جز من. و بايد اقرار کنم که حالت من هم از اين اوضاع رقت انگيز منقلب گرديده بود."

 بعد از خلع محمدعليشاه از سلطنت تعزيه خوانی در تکيه دولت برای مدتی موقوف شد و ساختمان رو به خرابی گذاشت. پس از کودتای رضاخان در سال ١٣٠٣ اعضای مجلس مؤسسان وی را در ٢١ آذر ١٣٠٤ در تکيه دولت به شاهی برگزيدند. شگفتا که هم او در سال ١٣٢٧ دستور به خرابی تکيه دولت داد.
 

در دو بخش ديگر در باره ناصرالدين شاه و تعزيه می نويسد: "... وقتی عباس به اردو رسيد دوستان، به حالت گريه او را از زين اسب برداشتنتد. عباس خون آلود و بی دست بر روی ريگ افتاد و بدرود زندگی گفت. در اين اثنا شمر شمشير مشعشع خود را کشيد که سر عباس را ببرد. در تمام تکيه از يک طرف تا طرف ديگرصدای گريه و ناله فوق العاده دفعتا بلند شد. دراين وقت اعليحضرت شاه از جای خود برخاستند و تماشا دفعتا به اتمام رسيد. فورا شخص مجروح بلند شد، ايستاد و شمشير دوباره درغلاف گذاشته شد."

کنار تعزيه سوگ آور، تعزيه های مضحک نيز به وجود آمد، از آن ميان تعزيه عروسی بلقيس که سخت مورد علاقه ناصرالدين شاه بود. ماجرای آن اين است که زنان قريش و خانواده های يهودی عروسی مجللی برگزار می کنند و برای تحقير حضرت فاطمه از وی نيز دعوت می کنند.

حضرت فاطمه که لباس شايسته عروسی ندارد دعوت را نمی پذيرد. رسول اکرم می فرمايند برود. جبرئيل با حوريان بهشتی برای او لباسی مجلل می آورد. وقتی ايشان به مجلس عروسی پا می گذارند عروس از حسادت دق می کند، می افتد و می ميرد. با دعای حضرت فاطمه عروس دوباره زنده می شود. با اين معجزه عروس و مهمانانش به دين اسلام می گروند.

از تعزيه به تئاتر

بعد از خلع محمدعليشاه از سلطنت تعزيه خوانی در تکيه دولت برای مدتی موقوف شد و ساختمان رو به خرابی گذاشت. پس از کودتای رضاخان در سال ١٣٠٣ اعضای مجلس مؤسسان وی را در ٢١ آذر ١٣٠٤ در تکيه دولت به شاهی برگزيدند. شگفتا که هم او در سال ١٣٢٧ دستور به خرابی تکيه دولت داد.

به موجب سندی که آقای سيدعلی اکبربکايی، از تعزيه خوانان بنام ايران در سال ١٣٦٠ در اختيار من گذاشت، تا سال ١٣١١ که به دستور رضا شاه تظاهرات مذهبی يعنی سينه زنی، زنجير و قمه زنی و اجرای تعزيه ممنوع شد در تهران و حومه ١٢٥ تکيه يا حسينيه وجود داشت.

نمايش آئينی تعزيه در جا و مقام خود هنری است والا، که با وجود ممنوعيت های دولتی تا امروز به زندگی ادامه داده است. اما اين آئين نمايشی، که هدف ويژه ای را دنبال می کند، محتوای مشخص و غير قابل تغييری دارد و به زمان و مکان خاص وابسته است.

با آغاز مشروطيت، نهضت بيداری و سازندگی پاسخگوی نيازهای اجتماعی، سياسی، همچنين فرهنگی و هنری مردم نبود. از اين رو بود که انديشمندان و هنرمندان از تعزيه کناره گرفتند و در راه ارتباط با جهان به ترجمه روی آوردند و پايه گذار هنر تئاتر غرب در کشور شدند.

 
 
تعزيهفرهنگ
تعزيه حلاج
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران