BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 17:27 گرينويچ - دوشنبه 18 سپتامبر 2006 - 27 شهریور 1385
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
ديدگاه‌های پاپ و پيشينه‌ تعامل و تقابل با اسلام
 

 
 
پاپ بندیکت شانزدهم
پاپ بندیکت شانزدهم از سوء تفاهم ایجاد شده ابراز تاسف کرده است
اظهارات اخير پاپ بنديکت شانزدهم، رهبر کاتوليک‌های جهان در جمع دانشجويان دانشگاه "رگنزبورگ" آلمان، نه تنها موجب اعتراض مسلمانان در گوشه و کنار جهان، بلکه باعث شگفتی مسيحيان نيز شده است، تا جايی که حتی برخی نزديکان وی نيز از گفته‌های پاپ ابراز ناخشنودی کرده‌اند.

ولی آگاهان سياست‌های محافظه‌کارانه واتيکان و آشنايان ديدگاه‌های سنت‌گرايانه کاردينال "يوزف راتسينگز" که اينک در جايگاه پاپ اعظم قرار دارد، کمتر از اظهارات او به‌شگفت آمده‌اند. هر چند آنها نيز چنين سخنانی را در موقعيت و زمان کنونی به ‌دور از بصيرت و نامناسب ارزيابی می‌کنند.

پاپ طی روزهای اخير از سخنان خود که موجب آزرده خاطر کردن مسلمانان شده، ابراز تأسف کرده و جهان اسلام را به‌گفتگويی صادقانه دعوت کرده است.

در این مقطع، نگاهی به ‌ديدگاه وی به‌عنوان رهبر مسيحيان کاتوليک جهان و نيز بررسی پيشينه‌ تاريخی سنت ‌های تعامل و تقابل مسيحيان و مسلمانان بيش از پيش ضروری می‌نمايد.

ديدگاه‌های کاردينال راتسينگر

در زمانی که کاردينال يوزف راتسينگر رياست "شورای عقيدتی کليسای کاتوليک" و سرپرستی امور آرشيو عظيم پرونده‌ها و صورتجلسه‌های دادگاه‌های تفتيش عقايد واتيکان را به عهده داشت، پايبندی بی‌چون و چرای او به ‌ارزش‌های کليسای کاتوليک و پا فشاری وی بر معيارهای سختگيرانه‌ واتيکان، زبانزد خاص و عام بود.

انعطاف‌ ناپذيری او بارها از سوی کسانی چون "هانس کونگ"، متکلم مسيحی و مدرس دانشگاه ‌های سوئيس و "ایگین درومان"، متکلم مسيحی کاتوليک و روانکاو آلمانی مورد انتقاد قرار گرفت. انتقادهای شديد اين دو سرانجام موجب طرد آنان از کليسای کاتوليک و لغو مجوز تدريس در دانشکده‌ الهيات مسيحی شد.

رویه پاپ
کاردينال راتسينگر در گذشته با طرفداران "الهيات رهايی‌بخش" کليسای کاتوليک آمريکای لاتين که پشتيبان مبارزه عليه ديکتاتوری‌های راست و چپ اين سرزمين ‌ها بودند، شديداً مخالفت کرده است.

کاردينال راتسينگر نه تنها در گذشته با طرفداران "الهيات رهايی‌بخش" کليسای کاتوليک آمريکای لاتين که پشتيبان مبارزه عليه ديکتاتوری‌های راست و چپ اين سرزمين ‌ها بودند، شديداً مخالفت می‌کرد، بلکه همانند سلف خود درخواست شمارِ عظيمی از مسيحيان را که همواره خواهان برگزاری آئين مشترک عشاء ربانی مسيحيان کاتوليک و پروتستان بودند نپذيرفت.

حتی زمانی که "پاپ ژان پل دوم"، رهبر پيشين کاتوليک‌های جهان، در سال ۱۹۹۸ ميلادی خواستار گشايش آرشيو واتيکان برای استفاده مورخان و محققان شد تا حداقل بخشی از تاريخ سر به‌ مهر کليسای کاتوليک گشوده شود، کاردينال راتسينگر، به‌عنوان کليددار اين آرشيو، حاضر نشد پرونده‌های مربوط به‌مباحث "بحران مدرنيسم در کليسای کاتوليک" و "الهيات رهايی‌بخش" را در دسترس پژوهشگران قرار دهد.

او دادخواهی‌های روحانيان منتقد و تجديد نظر‌خواه را که از کليسای کاتوليک طرد شده بودند مسدود گذاشت، چنانکه هنوز پرونده‌ کشيشانی که اصل «عزوبت و تجرد روحانيان کاتوليک» را رعايت نکرده‌اند همچنان سربه مهر است.

به‌هر حال، به‌دشواری می‌توان تصور کرد که نظراتی که کاردينال يوزف راتسينگز در زمان رياست بر "شورای عقيدتی کليسای کاتوليک" بدون هيچ‌گونه انعطاف و تسامحی بر آنها تأکيد داشت و همچنين نقش و نفوذی که او در هنگام سرپرستی آرشيو واتيکان در مباحث عقيدتی اعمال می‌کرد، امروزه که او زعامت کليسای کاتوليک را عهده‌دار شده است، دچار دگرگونی بنيادی شده باشد.

نفوذ راتسینگر
کاردينال راتسينگر بسيار پيشتر از آنکه در واتيکان بر جايگاه رهبر کاتوليک‌های جهان تکيه زند، مرد قدرتمند و با نفوذ کليسای کاتوليک بود.

مردِ قدرتمند کليسا و "دستيار حقيقت"

بايد دانست که کاردينال راتسينگر بسيار پيشتر از آنکه در واتيکان بر جايگاه رهبر کاتوليک‌های جهان تکيه زند، مرد قدرتمند و با نفوذ کليسای کاتوليک بود و بدون نظر و خواست او تصميمی درباره سياست‌های کلان کليسا اتخاذ نمی‌شد.

او که در سال ۱۹۸۱ ميلادی به واتيکان خوانده شد تا در درجه اول مسئوليت مراقبت از آرشيو اسناد چند صد ساله‌ کليسای کاتوليک را بر عهده گيرد، همواره و با اشتياق و افتخار بسيار خود را "دستيار حقيقت" می‌خواند و بر "حقانيت مطلق کليسای کاتوليک" پا می‌فشرد.

راتسينگر تحصيلات عالی خود را در الهيات مسيحی و فلسفه به‌پايان رسانده است و مطالعات گسترده‌ای در زمينه‌های گوناگون و متنوع فرهنگی و فلسفی دارد؛ از آن جمله در آثار داستايوسکی، تئودور اشتاين بوشر، مارتين هايدگر، کارل ياسپرس و ديگران.

او در سی و يک سالگی، يکی از جوانترين اساتيد دانشگاه‌های آلمان بود و نزديک به ‌بيست سال در رشته‌های الهيات و فلسفه به‌تدريس اشتغال داشت. او را به‌جرات می‌توان روحانی انديشمندی با استقلال فکر و ديدگاه‌هايی شديداً سنت‌گرايانه خواند.

در مناظره‌ای که راتسينگر يک سال پيش از انتخابش به‌رهبری کليسای کاتوليک با يورگن هابرماس، فيلسوف معاصر آلمانی داشت، به‌خوبی می‌توان اشراف او را بر مسايل فلسفی مشاهده کرد. در همين گفت‌وگوست که وی با تکيه و تایيد بر اين نکته که خرد به مرزهای خود رسيده، معتقد است که "عقلانيت بايد بياموزد که نيازمند دين است".

حال، بازگو کردن نقلِ قولی از مانوئل پالايولوگوس دوم، يکی از آخرين فرمانروايان امپراتوری روم شرقی (بيزانس) درباره پيامبر اسلام نيز گرچه بی‌ارتباط با مسايل روز جهان نبوده و جنبه‌ هشداردهنده داشته است، اما در واقع ريشه در پيشينه‌ تاريخی اختلافات هزار ساله‌ مسيحيان و مسلمانان دارد. سابقه‌ اين اختلافات بسيار طولانی ‌تر از دوران محاصره‌ قسطنطنيه توسط مسلمانان در سال‌های پايانی قرن چهاردهم ميلادی است.

پيشينه‌ اختلاف مسيحيان و مسلمانان

اختلافات و رقابت‌ها و درگيری‌های مسيحيان و مسلمانان در اروپا در اوايل قرن هشتم ميلادی آغاز شد. يعنی در دورانی که تنش ميان مسيحيان اروپا و مسلمانان شدت گرفته بود و مسيحيان، باقيمانده تمدن روم شرقی و کليسای روم را در خطر نابودی می‌ديدند.

پیشینه اختلاف مسیحیت و اسلام
اختلافات و رقابت‌ها و درگيری‌های مسيحيان و مسلمانان در اروپا در اوايل قرن هشتم ميلادی آغاز شد. يعنی در دورانی که تنش ميان مسيحيان اروپا و مسلمانان شدت گرفته بود و مسيحيان، باقيمانده تمدن روم شرقی و کليسای روم را در خطر نابودی می‌ديدند.

در سال ۷۳۲ ميلادی شارل مارتل پس از متحد کردن فرانک‌ها، اعراب مسلمان را در نبردی ميان پواتيه و تور شکست داد و از پيشروی آنان به‌سوی اروپای مرکزی جلوگيری کرد. "اسطوره نبرد پواتيه"هنوز نقطه‌ی عطفی در تاريخ کليسا به‌شمار می‌آيد.

در صورتی که مورخان اسلامی برای اين جنگ که آنرا "بلاط الشهداء" می‌نامند و به‌سرکردگی عبدالرحمان غافقی، حاکم مسلمان اندلس به‌وقوع پيوست، اهميت کمتری قائل بوده‌اند. در هر حال، شکست مسلمانان، پيشروی سپاه اعراب را در خاک فرانسه و اروپا متوقف ساخت.

از قرن هفتم تا اواخر قرن هفدهم ميلادی، يعنی بيش از هزار سال، مغرب‌زمين با نگاهی خصم‌آلود به ‌اسلام و مسلمانان می‌نگريست.

پيداست که جنگ‌های بی‌شمار ميان مسيحيان و مسلمانان به‌عمق خصومت‌ها و پيشداوری‌ها ميان پيروان اين دو آئين ابراهيمی افزود.

محاصره شهر وين توسط سپاهيان ترک عثمانی در سال ۱۶۸۳ ميلادی يادآور آخرين نبرد خونين ميان مسيحيان و مسلمان است.

سنت تعامل و سنت تقابل با اسلام

در اواخر سده هفده ميلادی به‌تدريج چرخشی در ديدگاه اروپائيان نسبت به‌اسلام بوجود آمد. در اين دوران دو سنت کاملاً متفاوت در برخورد با اسلام پديد آمد: سنت تعامل و سنت تقابل با اسلام.

متفکران اروپايی و نخبگان وابسته به‌ کليسا برای آشنايی با اسلام دست به ‌ترجمه کتاب مقدس مسلمانان و تحقيق در زندگی پيامبر اسلام زدند.

يکی از نخستين ترجمه‌های قرآن در سال ۱۶۴۷ منتشر شد. از سوی ديگر ترجمه‌ای نيز در زمان پاپ اينوکنتيوس يازدهم به‌زبان لاتين در سال ۱۶۹۸ منتشر شد که بيشتر به‌منظور مقابله‌ عقيدتی با اسلام صورت گرفت. لودوويکو ماراچی، مترجم اين روايت از قرآن، صفحاتی را نيز به‌شرح زندگی پيمبر اسلام ونقد تعاليم وی اختصاص داد.

البته از قرآن ترجمه‌های بسياری به‌اغلب زبان‌های اروپايی صورت گرفته که نخستين آنها ترجمه‌ای است به‌زبان لاتين که "روبرت فون کتون" انگليسی به‌سفارش راهب بزرگ "پتروس ونرابليس" به‌انجام رساند و در سال ۱۱۳۴ ميلادی (۵۳۸ هجری قمری) در اسپانيا منتشر شد.

در آستانه‌ی سده هجده ميلادی نيز اثری دانشنامه‌ای با عنوان "فرهنگ تاريخی انتقادی" نوشته‌ پی‌ير بِل منتشر شد که در آن تصويری ناهنجار از پيامبر اسلام به‌دست داده بود.

ترجمه‌ اين کتاب در سرزمين‌های آلمانی‌زبان نيز رواج بسيار يافت. تا جايی که وولفگانگ گوته نيز در "حقيقت و مجاز" يادآور می‌شود که در ايام نوجوانی اين کتاب را در کتابخانه‌ی پدرش مطالعه کرده و "در هزارتوی آن محو و گم شده است".

تقريباً همزمان با کتاب بِل، اثر معروف بارتلمی اربِلو به‌نام "کتابخانه‌ی شرقی" در فرانسه منتشر شد. نويسنده در اين کتاب از يک سو اطلاعات و آگاهی‌های بسياری از سرزمين‌های شرق مسلمان به‌دست می‌دهد، اما از سوی ديگر به‌وضوح پيداست که اثر او با پيشداوری‌های رايج درباره‌ اسلام آميخته شده است.

انتشار کتاب "دين محمد" نوشته آدريان رلاند، شرق شناس هلندی وعالم الهيات پروتستان، در سال ۱۷۰۵ و همچنين ترجمه انگليسی جورج سال از قرآن در سال ۱۷۳۴ ميلادی، نقطه‌ی عطفی در ارزيابی مثبت زندگی پيامبر و دين اسلام در اروپا بود.

اين دو محقق در آثار خود پيش از هر چيز و شايد برای نخستين بار توجه اروپائيان را به‌نقاط اشتراک مسيحيت و اسلام جلب نمودند.

اِنری کنت دِ بولنويليه نيز در کتاب خود با عنوان "حيات محمد" که در سال ۱۷۳۰ ميلادی و پس از مرگش در هلند منتشر شد به‌مدافعه‌ استدلالی از بنيانگذار دين اسلام پرداخت. او در اين اثر با تحسين از پيامبر اسلام که توانسته است تعاليم يکتاپرستی را از هند تا اسپانيا گسترش دهد ياد می‌کند.

نمايشنامه ولتر درباره زندگی پيامبر اسلام

شگفت آنکه در ميان آثار ولتر، "فيلسوف روشنگری"، نمايشنامه‌ای منظوم يافت می‌شود که نخستين بار در سال ۱۷۴۱ به‌نمايش درآمد. ولتر در اين اثر، همانند کتاب های کسانی چون هامفری پريدو و پی‌ير بِل، و با پيروی از آنان تصويری منفی از شخصيت پيامبر اسلام به‌دست داده است.

جالب آنکه وولفگانگ گوته به‌رغم علاقه‌ای که به آثار ولتر داشت، به‌اجبار و اکراه و به‌خواست دوک کارل آوگوست حاکم وقت ساکسن و وايمار گردن نهاد و ناگزير شد متن نمايشنامه ولتر را در سال ۱۸۰۲ ميلادی به‌آلمانی ترجمه کند. او که همواره ناخرسندی خود را از ترجمه‌ی نمايشنامه ولتر پنهان نمی‌کرد، خود نمايشنامه‌ای بر اساس زندگی پيامبر اسلام نوشت که درست نقطه مقابل برداشت ولتر از اسلام بود.

ظاهراً ولتر که با تعصب و خرافات شديداً مخالف بود، اين نمايشنامه را کلاً بهانه‌ای برای انتقاد از کليسای کاتوليک قرار داد. اما از آنجا که از واکنش کليسا هراس داشت، با بی‌انصافی، به‌تحريف زندگی پيامبر و قلب ديانت اسلام پرداخت.

گرچه وی بعدها و پس از مطالعه‌ی کتاب "حيات محمد" نوشته‌ی اِنری کنت دِ بولنويليه، تحت تأثير اين اثر قرار گرفت و در رساله‌ای که در سال ۱۷۵۶ منتشر کرد، به‌ستايش از پيامبر اسلام پرداخت و از او، در کنار کنفوسيوس و زرتشت، به‌عنوان "يکی از بزرگترين قانونگذاران جهان" نام برد.

 
 
مطالب مرتبط
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران