BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 12:17 گرينويچ - جمعه 23 نوامبر 2007 - 02 آذر 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
احتمالات و خطرات گردهمایی آناپولیس
 

 
 
اولمرت و عباس
گردهمایی: آیا دو رهبر بعد از آناپولیس هم خواهند توانست درباره صلح گفتگو کنند؟
چند روز قبل در واشنگتن یکی از همکارانم از رابط مطبوعات (سخنگوی) کاخ سفید پرسید که خبرنگاران باید رویداد مربوط به خاورمیانه را که بزودی در آناپولیس برگزار خواهد شد چه بنامند؟ سخنگو توصیه ای نداشت اما یکی از دستیارانش عبارت "گردهمایی" را پیشنهاد کرد.

شاید این دستیار قصد شیطنت داشت اما کلماتی مثل اجلاس یا کنفرانس صلح توصیه نشده است، سعی می شود انتظارات از نشست آناپولیس بالا نرود.

اگر می خواهید حرفتان در مورد خاورمیانه درست از آب درآید، معمولا بهتر است بدبین باشید.

هر تلاشی برای گذاشتن دست اسرائیلیها در دست فلسطینیها می تواند به شکل فاحشی به خطا برود و اغلب هم چنین می شود.

آخرین باری که آمریکا اجلاس همه جانبه ای در مورد خاورمیانه ترتیب داد، سال 2000 در کمپ دیود بود که فروپاشید.

خلأ ایجاد شده چند ماه بعد با درگیریهایی که امروز هم - البته در سطح خیلی کمتر - ادامه دارد پر شد اما این مناقشه هرگز از خطر بدتر شدن در نمی آید.

تعریف موفقیت

به این ترتیب به نظر می رسد آمریکا حداقل در ظاهر به دنبال تعریفی نه چندان بلندپروازانه از موفقیت در آناپولیس است.

آمریکا به همین راضی خواهد بود که گردهمایی با بحث و جدل پایان نیابد و بتواند سلسله ملاقاتهای تازه ای میان اسرائیل و فلسطینیها آغاز کند تا در این دیدارها برای رسیدگی بزرگترین اختلافات میان دو طرف یعنی به اصطلاح "مسائل مربوط به وضعیت نهائی" تلاش شود.

این مسائل شامل آینده بیت المقدس (اورشلیم)، شهرکهای و مجتمعهای مسکونی یهودی نشین در سرزمینهای فلسطینی و پناهندگان فلسطینی در خارج است، همچنین مسئله تعیین حدود مرزی میان فلسطین و اسرائیل، امنیت و روابط فلسطین و اسرائیل با همسایگان.

بنابراین، تلاش برای کمرنگ جلوه دادن آنچه در آناپولیس خواهد گذشت را نادیده بگیرید، آنچه آنها می خواهند در آناپولیس بکنند در واقع خیلی هم بلندپروازانه است.

کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا سعی دارد با استفاده از یک سال باقی مانده تا پایان ریاست جمهوری جورج بوش کشوری فلسطینی ایجاد کند و در این فرآیند گامی عظیم بسوی حل مناقشه ای بردارد که حدود یک قرن پیش آغاز شد.

جاده پیش رو پر از قلوه سنگهای بزرگ و تله است اما دقیقاً به این دلیل که فرآیند صلحی که قصد دارند در آناپولیس راه بیندازند می تواند فروبپاشد، این گردهمایی هنوز فرصتی برای کسانی است که فکر می کنند تنها یک راه برای متوقف کردن نسلهای بعدی از ریختن خون یکدیگر، ایجاد کشوری فلسطینی در کنار اسرائیل است.

راضی کردن دو طرف

نتیجه باید کشوری به نام فلسطین باشد که به شهروندان احساس عدالت و آزادی بدهد و به همایسگانش در اسرائیل، احساس امنیت.

نوشتن چنین جمله ای روی کاغذ آسان است اما به نتیجه رساندن آن در عمل خیلی سخت تر.

علت این است که مردم هر دو طرف احساس می کنند اگر دشمن آنها برنده شود، آنها باخته اند.

این روزها همه از نیاز به وجود کشور فلسطینی صحبت می کنند، سؤال این است که چه نوع کشوری.

اگر این کشور حاکمیت ملی نداشته باشد، از لحاظ ارضی متحد نباشد و از لحاظ اقتصادی و سیاسی قابل دوام نباشد نه برای فلسطینیها و نه اسرائیلیها صلحی در کار نخواهد بود.

اسرائیل باید از بخش اعظم زمینهایی که از زمان جنگ 1967 خاورمیانه در کرانه باختری اشغال کرده است خارج شود که این یعنی تخلیه شهرکهای یهودی نشین.

اسرائیل همچنین باید امتیازات ملموس و جدی در بیت المقدس بدهد و به فلسطنیها حق حاکمیت نه فقط بر اردوگاههای پناهندگان و حومه های عرب نشین در شمال شرق شهر بدهد، بلکه در مکانهایی که به بیت المقدس ویژگی و اهمیت می بخشد، یعنی درست در قلب مکانهایی که برای مسلمانان، مسیحیان و یهودیان مقدس است و در منطقه محصور (دیوار کشیده شده) موسوم به "شهر قدیم" نام دارد حق حاکمیت برای فلسطینیان به رسمیت بشناسد.

اعضای مجلس اسرائیل از قبل لایحه ای با هدف جلوگیری از چنین رویدادی تدوین کرده اند.

تشکیلات خودگردان فلسطینی به رهبری محمود عباس و سلام فیاض نخست وزیر آن باید برای ایجاد نهادهای دولتی که به اندازه کافی برای تأمین امنیت و نیازهای اسرائیل قوی باشند سخت بکوشند.

آنها به کمک و پول خارجی نیاز خواهند داشت - که فراهم آوردن آن بتدریج آغاز شده - و همچنین به همکاری ارتش اسرائیل.

بهای صلح

تنها کاری که برای قرار دادن فلسطینیها پشت سر فرآیند صلح می توان انجام داد - با وجود همه حرفهایی که محمود عباس و سلام فیاض به فلسطینیان می گویند، اکثر کسانی که من آنها صحبت کردم خیلی بدبین بودند - این است که اسرائیل رفت و آمد آزادانه در کرانه باختری را برای آنها راحت تر کند و از تخصیص زمینهای آنها به شهرک سازی برای یهودیان دست بردارد.

به علاوه دولتهای اسرائیلی و فلسطینی هر دو باید با مردم خود درباره بهای صلح بی پرده باشند.

آخرین باری که فرآیند صلح در کار بود، در دهه 1990، هیچیک از طرفین واقعاً تشریح نکرد که کدامیک از رؤیاهایش را باید برای نتیجه دادن فرآیند ببوسد و به کناری نهد.

یعنی فلسطینیها باید آماده پذیرش این باشند که اکثر پناهندگانی که خانه هایشان را پس از پیدایش اسرائیل در 1948 از دست دادند نخواهند توانست آنها را پس بگیرند.

آنچه برای ترک این رؤیا لازم دارند پول و حق سکونت در فلسطینی تازه است، آنها همچنین خواهان عذرخواهی اند، که اسرائیل میلی به ادا کردن آن ندارد.

سکونت دادن یهودیان در کرانه باختری طرحی چهل ساله بوده است.

تصور این بود که این شهرکها امنیت اسرائیل را افزایش خواهد داد، کشور را در سرزمینهایی بنا خواهد کرد که یهودیان از زمان کتاب مقدس ساکن آن بوده اند و بازپس دادن این زمینها به عربها را غیرممکن خواهد کرد.

اسرائیلیهایی هم که معتقدند کل زمینها میان دریای سرخ، رود اردن و دریای مدیترانه سرزمین یهودیان است - اینکه برای امنیت آنها حیاتی و خدادادی است - باید رؤیای خود را فراموش کنند.

به موفقیت رساندن گردهمایی آناپولیس و مذاکراتی که فرض می شود پس از آن ادامه خواهد یافت، بیرحمانه دشوار خواهد بود.

هر دو طرف احتمالاً تا پایان سال آینده باید امتیازاتی بس گسترده، تاریخی و عمیقاً دردناک بدهند و حتی اگر آمادگی و توان پرداخت بهای صلح را داشته باشند - که مسلم نیست - خیلی چیزها می تواند به خطا برود.

غیبت حماس

یکی از ضعفهای بزرگ گردهمایی آناپولیس این است که حماس، جناح فلسطینی که کنترل غزه را از چنگ حزب محمود عباس یعنی فتح در ماه ژوئن بیرون کشید، در فرآیند شرکت داده نشده و هنوز توان تخریب آن را دارد.

اگر حماس بمبگذاران انتحاری به تل آویو بفرستد اسرائیل چگونه واکنش نشان خواهد داد، یا اگر حماس راکت پرانی به آن سوی مرز در شهر سدروت اسرائیل را تشدید کند؟

مفید خواهد بود اگر سوریه، متحد حماس، در فرایند شرکت داده شود، بخصوص با چشم انداز گفتگو درباره بلندیهای جولان که اسرائیل در 1967 در خاک سوریه اشغال کرد.

اهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل اگر تلاش کند زمین و شهرکهای یهودی نشین در کرانه باختری و بیت المقدس را واگذار کند طوفان سیاسی به راه خواهد انداخت؛ اسحاق رابین، نخست وزیر اسرائیل در سال 1995 به دست تندروهای یهودی که می خواستند مانع او در واگذاری کرانه باختری شوند ترور شد.

و بعد بقیه خاورمیانه هم هست، که در تلاطم است.

اگر لبنان به ورطه جنگ داخلی بیافتد، چه بلایی بر سر مذاکرات میان اسرائیل و فلسطینیها خواهد آمد؟ اگر آمریکاییها ایران را بمباران کنند چه خواهد شد؟

اما به هر حال تلاش تازه آمریکاییها برای ایجاد صلح را باید جدی گرفت، زیرا آنها برای نخستین بار طی هفت سال در پی مذاکره اند و قصد دارند درگیر بمانند، وقتی هم که گفتگوها ضربه دید یا فروپاشید، باید ایده ها و محرکه های نو فراهم کنند و مجبور خواهند شد بر اسرائیل و همچنین فلسطینیها فشار وارد آورند.

انگیزه فلسطینیها این است که تلاش آمریکا می تواند آخرین شانس برای ملی گرایان غیرمذهبی سازمان آزادیبخش فلسطین برای ایجاد کشور مستقل باشد و انگیزه اسرائیلیها این است که اگر این تلاش شکست بخورد، خلأ احتمالی ایجاد شده می تواند با خشونت پر شود، همان طور که پس از کنفرانس کمپ دیوید در سال 2000 این چنین شد، این بار ممکن است میزان این خشونت فرق کند.

امواج افراطگرایی و جهادی گری که از عراق، افغانستان و سایر نقاط سرچشمه می گیرد و تاکنون به بخشهایی از لبنان، اردن، مصر و غزه رسیده هم می تواند به اسرائیل نزدیکتر شود.

بنابراین ریسک بالایی را باید قبول کرد.

تلاشی که به راه افتاده ممکن است به نتیجه نرسد، چیزهایی که برای به نتیجه رسیدن تلاش انجام شود فهرست بلندبالایی را تشکیل می دهد و مذاکراتی که برای تدارک دیدن گردهمایی آناپولیس انجام گرفت بسیار با دشواری انجام گرفت اما این تلاش ارزشش را دارد.

 
 
خاورمیانهخاورمیانه
نشست آناپولیس شکست می خورد؟
 
 
بیت المقدسویدئو
زمینه سازی برای کنفرانس صلح خاورميانه
 
 
مطالب مرتبط
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران