BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 13:49 گرينويچ - يکشنبه 11 مه 2008 - 22 اردیبهشت 1387
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
دولتی بر سر سه راهی
 

 
 
گوردون براون
گوردون براون، آگاه از نارضایی قاطبه مردم از آنچه که وسواس تونی بلر به کنترل تمام امور از نخست وزیری و بی اعتنایی به خواسته ها و نظرات عموم شهرت پیدا کرده بود، در اولین روزهای صدارت، آغاز فصلی جدید وعده داد
شکست کم سابقه حزب کارگر در انتخابات انجمنهای شهر و باختن شهرداری لندن به حزب محافظه کار، دولت و شخص گوردون براون، نخست وزیر را در موقعیتی دشوار قرار داده است.

حزبی که یک دهه پیش بیشتر طبقه متوسط و شمار قابل توجهی از صاحبان صنعت و سرمایه را پشتیبان خود کرد و 3 انتخابات عمومی را پی درپی برد، اکنون درخطر از دست دادن پایگاه سنتی خود در میان طبقه کارگر است و گزینه معجزه آسایی هم در پیش رو دیده نمی شود.

یک سال پیش، وقتی گوردون براون رهبرحزب کارگر شد و به جای تونی بلر بر صندلی صدارت تکیه زد، طرفداران دولت امیدوار بودند که با خروج تونی بلر از صحنه، که به دلیل جنگ عراق و پشتیبانی بی دریغ از سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه و چند موضوع داخلی محبوبیت خود را از دست داده بود، گوردون براون، که یکی از موفق ترین وزرای دارایی بریتانیا در یک قرن گذشته بوده بتواند بخت حزب را عوض کند.

گذشته از بحران مالی وارداتی از آمریکا که گریبان چند اقتصاد دیگر در اروپا و خاوردور را هم گرفته، دلیل اصلی رویگردان شدن بسیاری از طرفداران سنتی حزب از دولت، یک رشته تصمیمات اقتصادی در لایحه بودجه بود که تا چند سال پیش دوختن آن به قبای حزبی که نامش کارگر است و مرامش سوسیال دموکراسی غیر قابل تصور بود؛ از حذف معافیت مالیاتی که به نفع طبقات کم درآمدتر بود گرفته تا امتیازبخشی مالیاتی که به سود مدیران خارجی فعال در موسئسات این کشور تمام می شد.

اهمیت دخل و خرج در آرای سیاسی مردم محفوظ، ولی آنچه که بسیاری از مردم را از دولت رویگردان کرده، نبود تغیری محسوس نسبت به گذشته است. گوردون براون، آگاه از نارضایی قاطبه مردم از آنچه که وسواس تونی بلر به کنترل تمام امور از نخست وزیری و بی اعتنایی به خواسته ها و نظرات عموم شهرت پیدا کرده بود، در اولین روزهای صدارت، آغاز فصلی جدید وعده داد.

در عرصه سیاست خارجی، در پیش گرفتن یک سیاست خارجی مستقل تر، تجدید نظر در استراتژی حضور نظامی درعراق و شناخت ضرورت ایجاد یک کشور مستقل فلسطینی، بعنوان تنها کلید رفع بحران و اختلافات در خاورمیانه، و تلاشی جدید برای متقاعد کردن بزرگترین کشورهای آلاینده کننده جو زمین برای پیوستن به پیکار جهانی علیه تولید گازهای گلخانه ای و جلوگیری از گرمایش بیشتر جو زمین، از مهمترین این وعده ها بود.

در صحنه داخلی، قول و وعده ها بیشتر اقتصادی بود. ولی با سرایت بحران بانکی کمبود پول و اعتبار از آمریکا به این سواحل، افزایش بی سابقه بهای جهانی نفت و پیش بینی صندوق بین المللی پول درباره کند شدن آهنگ رشد اقتصادی در این دیار، اولویت ها قدری جابجا شد.

در زمینه ای که گوردون براون کوتاه نیامد و هم چنان بر ادامه آن رژیم پا فشاری می کند، مسئله حقوق و آزادی های مدنی است که در سال های پایانی نخست وزیری تونی بلر، تحت عنوان پیشگیری از اقدامات تروریستی شبکه های بین المللی و ضرورت مبارزه با آن، با تصویب چند لایحه محدود تر شده بود.

لایحه ای که اکنون در شور مجلس عوام است، به پلیس اختیار خواهد داد تا افراد را بدون اتهام و فقط به ظن اقدامات یا افکار تروریستی بمدت 42 روز در بازداشت نگاهدارد.

مخالفت با این لایحه، در میان نمایندگان حزب حاکم به حدی رسیده است که بعضی ها معتقدند چنانچه دولت بر سر آن کوتاه نیاید، در هنگام رای گیری اکثریت نخواهد داشت و لایحه شکست خواهد خورد. تمردی مشابه درباره لایحه بودجه و مواجهه با شکستی خفت بار، آنهم به دست نمایندگان خودی، دولت را مجبور به عقب نشینی کرد. تا حدی که گوردون براون، شخصا به اشتباه در محاسبه مالیات طبقات کم درآمدتر اعتراف کرد و از وزیر دارایی خواست در جهت رفع آن اقدام کند.

مجموعه این اشتباهات و پافشاری ها بر ادامه سیاست های گذشته، آنطور که نظر سنجی ها نشان می دهند، نه تنها جمع کثیری از مردم غیرحزبی را که 10 سال به دولت کارگری رای داده اند از خود دور کرده است، بلکه همانطور که نتیجه انتخابات شوراهای شهر در روز اول ماه مه نشان داد، وفاداران حزبی و سنتی هم بتدریج از حزبشان رویگردان می شوند.

پارلمان
لایحه ای که اکنون در شور مجلس عوام است، به پلیس اختیار خواهد داد تا افراد را بدون اتهام و فقط به ظن اقدامات یا افکار تروریستی بمدت 42 روز در بازداشت نگاهدارد

12 سال پیش، تونی بلر و گوردون براون، با نوین خواندن حزب کارگر، از ریشه های طبقاتی حزب فاصله گرفتند و بخت پیروزی در انتخابات را در جلب آرای طبقه متوسط و مرفه تر جستجو کردند. موفقیت این استراتژی در پیروزی چشمگیر حزب کارگر نوین در سال 1997 و دو پیروزی دیگر در انتخابات سال 2000 و 2005 ثابت شد.

ولی اکنون، ریشه های قشری حزب و نمایندگانش در مجلی عوام عصیان کرده اند که این چه حزب کارگری است که از حزب محافظه کار هم راست گرا تر شده، و در انتخابت شوراهای شهر انگلستان و ویلز هم فقط با 24 در صد آرا مردم، بعد از حزب لیبرال دموکرات قرار گرفت و به مقام سوم تنزل کرد؟

این تغیر و تحولات، کاروان حزب کارگر را به سر سه راهی رسانده که انتخاب هیچکدام از گزینه ها آسان و خالی از خطر نیست. گروه سنتی، بازگشت به ریشه های تاریخی و کارگری حزب را می خواهد. راست گرایان، موسوم به بلریست ها، معتقدند که حزب کارگر، فقط با ادامه راه فعلی، یا حمایت از سرمایه داری منصفانه بخت بقا و جلب آرای مردم را خواهد داشت. و بالاخره، میانه روها، که ظاهرا گوردون براون از آن طایفه است.

نخست وزیر و مشاورانش هریک از این سه راه را انتخاب کنند، یک اصل بدون تغیر خواهد ماند. از عمر مجلس فعلی دو سال بیشتر باقی نمانده است. فرصتی نه چندان زیاد برای احیاء مقام و موقعیت حزب و دولت در میان مردم.

بهای ترک ملک و تغیر ملیت!

چند هفته پیش که روز سن جورج ، روز ملی انگلستان بود وقتی به روال سالهای اخیر رژه و رقص پایکوبی چندانی دیده نشد، باز صدای اعتراض ملی گرایان اصیل به هوا رفت که باید فکری کرد.

رهبران این جنبش به این نتیجه رسیدند که اگر بسیاری از مردم انگلستان روز ملی شان را فراموش کرده و نسبت به هویت و تاریخ پرشکوهشان بی تفات شده اند، به این علت است که روز سن جورج تعطیل عمومی نیست؛ آنطور که روز سن پاتریک در ایرلند یا سن اندروز در اسکاتلند و یا سن دیوید در ویلز جشن گرفته می شود.

پرچم ویلز
در روز سن جورج، اکثر ساکنان شهرک زیبا و قدیمی آدلم در غرب انگلستان، رأی به جدایی از انگلستان و پیوستن به ویلز دادند

ولی از تصادف روزگار، در روز سن جورج، اکثر ساکنان شهرک زیبا و قدیمی آدلم در غرب انگلستان، رأی به جدایی از انگلستان و پیوستن به ویلز دادند. پیشنهاد رأی گیری درباره تغییر مکان جغرافیایی آدلم، در سایت اینترنتی این شهرک مطرح شده بود و در پایان موعد مقرر، طرفداران ترک مام انگلستان و هجرت به آغوش ویلز دو برابر مخالفان شد.

جالب اینجا است که چند ماه پیش، 60 درصد از ساکنان شهر انگلیسی برویک، در جوار مرز با اسکاتلند، دعوت یکی از نمایندگان پارلمان محلی اسکاتلند را برای پیوستن به این کشور پذیرفته بودند. خانم کریستین گراهام، دعوت نامه اش را در قالب وقایع تاریخی بسته بندی کرده و خطاب به اهالی برویک گفته بود که پس از نیم قرن زندگی زیر "سلطه" انگلیسی ها، وقت بازگشت به دامان وطن است.

البته، خاطر جمع باشید که انگیزه اکثریت ساکنان این دو شهر انگلیسی برای تغیرملیت شان، بیشتر به دلیل مشاهده واقعیت های اقتصادی روز است تا خصومت های دیرینه تاریخی. درست است که برویک، زمانی بخشی از اسکاتلند بود و 500 سال پیش در جنگ با انگلستان از غنائم جنگی شد، ولی چرا نوادگان بازندگان جنگ حالا به فکر پیوستن به سرزمین آباء و اجدادی شان افتاده اند؟

پرچم اسکاتلند
زندگی در اسکاتلند کم خرج تر است

دلیلش خیلی ساده است، چون زندگی در اسکاتلند کم خرج تر است! از روزی که اسکاتلند دارای پارلمان و دولت محلی شد، قوانینی به تصویب رسانده که هم مردم پسند است و هم در تضاد با قوانین در کشور همجوار و بزرگتر و به مراتب ثروتمند تر، همانا انگلستان.

این هم چند نمونه از این تضاد ها: در حالیکه شهریه تحصیلات دانشگاهی در انگلستان هر سال بیشتر می شود، دانشگاه در اسکاتلند مجانی است؛ همینطور معاینه چشم و دندان و مراقبت بهداشتی و پرستاری از سالمندانی که تنها زندگی می کنند. همچنین، درحالیکه قیمت نسخه دارو در انگلستان سیر صعودی می پیماید، در اسکاتلند، هر سال کمتر و کمتر شده و تا 3 سال دیگر رایگان خواهد شد.

خوب، اگر شما ساکن این شهر مرزی بودید و دو فرزند پای دانشگاه داشتید، چشمهایتان هم ضعیف بود و پدر و مادری سالخورده و محتاج پرستاری دائم داشتید چکار می کردید؟

انگیزه بیشتر ساکنان شهرک آدلم از دادن رأی مثبت به پیشنهاد پیوستن به ویلزهم به برادران شمالی شبیه بود. ولی مشکل آنها چیز دیگری است؛ شهرک آدلم، هیچوقت بخشی از ویلز نبوده و بد تر از آن، 15 کیلومتر با مرز فاصله دارد. احتمالا همین فاصله جغرافیایی بود که خشم مخالفان پیوستن به ویلز را برانگیخت. یکی از آنها، رأی اینترنتی خود را با این جملات تکمیل کرد: " این مایه سرافکندگی است. آیا ارزش غرور و هویت ملی تا این حد تنزل کرده است که بعضی ها حاضرند برای چند پوند صرفه جویی ملت پرافتخار خود را ترک کنند؟"

سنجیده ترین نظر مال کسی بود که رأی گیری اینترنتی را یک شوخی بامزه و تفریحی، ولی حاوی واکنشهایی قابل تعمق و درخور سنجش یافت.

 
 
. در این جزیره...
نفت و درد سر بود و نبود آن!
 
 
. در این جزیره...
معمایی بنام انگلیسی بودن
 
 
. در این جزیره...
دولت، بازار و بانک و البته خالق جیمزباند!
 
 
. در این جزیره...
در جستجوی اکسیر خوشبختی!
 
 
جکی اسمیت، وزیر کشور بریتانیا در این جزیره
بستن سری که درد نمی کند... !
 
 
مایکل مارتین رئیس مجلس عوام در این جزیره
دو نوع شفافیت!
 
 
هدر میلز در این جزیره
بودجه ای که حلال مشکلات نشد
 
 
مطالب مرتبط
آغاز صدارت گوردون براون
26 ژوئن, 2007 | جهان
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران